به رسمیت شاختن طالبان از سوی هند باید تاکتیکی باشد نه اینکه اجازه دهد این گروه دوباره بر افغانستان حاکم شود

  • انتشار: ۲۱ حمل ۱۴۰۰
  • سرویس: بین المللدیدگاه
  • شناسه مطلب: 110099

تغییر رویه پاکستان نسبت به افغانستان امیدوار کننده است اما ایالات متحده امریکا و چین می بایست اسلام آباد را وادار کنند به تعهداتش عمل نماید.

افغانستان شاهد زنده ای ست بر این واقعیت که برتری تکنالوژیکی در جنگ شرط کافی و وافی برای موفقیت در جنگ ها نیست. نتایج سیاسی جنگ در گرو گفت و گوهای دیپلماتیک نشست های سیاسی می باشد. چگونه می توان توضیح داد که قوی ترین ملت در دنیا مجهز به پیشرفته ترین تکنولوژی پس از صرف هزینه های بسیار بالا و هدر دادن جان سربازان بسیار هنوز نتوانسته نتیجه سیاسی مطلوب خود را به دست بیاورد. بله، ایالات متحده امریکا تاکنون از بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان جلوگیری کرده است. از نگاه اهداف عملی، اما تمام این دستاوردها با امضای توافق نامه صلح امریکا با طالبان در فبروری ۲۰۲۰ میلادی و در زمان ریاست جمهوری دونالد ترامپ، تحت الشعاع قرار گرفت. ترامپ با امضای این توافق نامه در حقیقت با شرط ساده عدم تبدیل شدن دوباره افغانستان به پایگاهی برای تهدید ایالات متحده و متحدانش به طالبان جواز شراکت در قدرت با حکومت افغانستان را صادر کرد. توافق نامه صلح امریکا با طالبان در حالی امضاء شد که دولت منتخب اشرف غنی ناراضی بود. متحدان امریکا که در این توافق نامه صلح کنار گذاشته شده بودند نیز هرگز مشکلات زیادی برای امریکا خلق نکرده اند.

براساس توافق نامه صلح با طالبان، امریکا متعهد شده است تا اول ماه می تمام نیروهای امریکایی را از افغانستان خارج کند. با روی کار آمدن دولت تازه جو بایدن اما به نظر می رسد این توافق نامه صلح به مشکل خورده است: امریکا در مورد به قدرت رسیدن طالبان پس از خروجش از افغانستان نگرانی جدی دارد و تلاش می کند قبل از خروج توافق تقسیم قدرت بین حکومت غنی و طالبان را عملی نماید. امریکا دولت غنی را برای رسیدن به توافق تقسیم قدرت با طالبان تحت فشار گذاشته و به احتمال زیاد تلاش می کند از طریق پاکستان، طالبان را وادار کند با تمدید حضور نیروهای امریکایی در افغانستان موافقت کند. تویت سخنگوی روابط عامه و رسانه ارتش پاکستان در ۲۵ فبروری نشان داد که اسلام ظاهرا اسلام آباد در موضع خود نسبت به افغانستان تغییر ایجاد کرده است. تویت می گفت:«افغانستان امروز دیگر افغانستان قرن نوزدهم نیست که حکومت و نظامش به راحتی سقوط کرد. پاکستان نیز تغییر کرده است. ممکن نیست که طالبان بتوانند به راحتی کابل را تصرف کنند و پاکستان از آنها حمایت نماید. این هرگز اتفاق نخواهد افتاد.»

به همین ترتیب باید گفت که وضعیت وخیم اقتصادی و کاهش حمایت دوستان عربی پاکستان سبب شده اهرم های فشار امریکا بر اسلام آباد تقویت گردد.
انتظار می رود در نشست های بین الافغانی موضوعاتی چون «آتش بس، توافق روی نقشه راه سیاسی آینده برای افغانستان، حقوق زنان، آزادی بیان و اصلاحات در قانون اساسی افغانستان» مورد بحث و بررسی قرار گیرد. تعیین سرنوشت جنگجویان طالبان و تمام ملیشه ها نیز در این مذاکرات بررسی می شود. انجام تمام این کارها تا قبل از اول ماه می ممکن نیست.

غفلت از متن و پرداختن به حاشیه

دولت بایدن نشست های زیادی در سطح مقامات عالی دولت افغانستان و طالبان را حمایت کرده است. یکی از این نشست ها در اواسط ماه مارچ در مسکو پایتخت روسیه و با شرکت «زلمی خلیلزاد، نماینده ویژه امریکا برای صلح افغانستان و نمایندگانی از ایران، هند، چین و پاکستان» برگزار شد. نشست بعدی قرار است در ماه اپریل در ترکیه برگزار شود. در کنفرانس «قلب آسیا» که در سی ام ماه مارچ در تاجیکستان برگزار شد نیز افغانستان کانون توجه قرار گرفت. اس جیشنکار، وزیر امور خارجه هند، در این کنفرانس گفت:«هند از تمام تلاش ها از جمله مذاکرات بین الافغنی که برای تسهیل گفت و گو میان حکومت افغانستان و طالبان صورت می گیرد، حمایت می کند. » وی همین طور اعلام کرد دهلی نو از برگزاری پروسه منطقه ای تحت نظارت سازمان ملل حمایت می کند.

خرد متعارف در هند همیشه این بوده است که با خروج نیروهای امریکایی از افغانستان به منافع این کشور ضربه می زند چون طالبان می توانند در کابل به قدرت برسند و آرزوهای هند برای رسیدن به آسیای مرکزی از طریق بندر چابهار را نقش بر آب نمایند. رسیدن دوباره طالبان به قدرت در افغانستان همچنین به معنای تقویت انگیزه پروروش تروریست و اعزام آنها به هند از سوی پاکستان می باشد. این نگرانی ها قابل درک است. این دیدگاه اما ممکن است «غفلت از متن و توجه به حاشیه» باشد.

جنگ واقعی در افغانستان بین حکومت مورد حمایت امریکا در کابل و طالبان مورد حمایت پاکستان می باشد. امریکا دیگر حاضر نیست بهایی برای ادامه حمایت خود از دولت کابل بپردازد. واشنگتن با بیچارگی دنبال یک راه خروج آبرومندانه می گردد. اینکه امریکا اکنون سعی دارد با استقاده از پاکستان طالبان را وادار به موافقت با تمدید حضور نیروهای امریکایی در افغانستان پس از ماه می کند، خود تاییدی بر این مدعی ست.
به طور کلی اکنون سه سناریو را می توان متصور شد.

سه گزینه برای افغانستان

سناریوی اول
مذاکرات بین الافغانی شکست بخورد و طالبان حملات تهاجمی گسترده خود را شروع کرده کنترل شاهراه های ارتباطی افغانستان به دست گیرند و حکومت افغانستان توان اداره کردن ولایت های مختلف کشور را از دست بدهد. امریکا در افغانستان بماند و مذاکرات بین الافغانی بیشتر متوقف گردد. خشونت ها افزایش یابد و جنگ داخلی به صورت بی پایانی عمق پیدا کند.

سناریوی دوم
مذاکرات بین الافغانی شکست بخورد. امریکا خارج شود. طالبان با حمایت پاکستان حملات تهاجمی خود را آغاز نماید و حکومت کابل ساقط گردد. پاکستان دولت طالبان را به رسمیت بشناسد. نیروهای پیشین افغان در شمال افغانستان هم مرز با تاجیکستان و ازبکستان یک جا و متحد شوند. برخی نیروها در ایران پناه داده می شوند. طالبان یک حکومت تندروانه ایدئولوژیک را تاسیس نماید.

سناریوی سوم
مذاکرات بین الافغانی موفق از آب درآید. طالبان در قدرت سهیم شوند. امریکا خارج گردد. یک صلح شکننده به مدت یک یا دو سال ادامه یابد اما جنگ داخلی با حمایت پاکستان از طالبان آغاز شود. توجه جامعه جهانی به خشونت ها کاهش یابد. روسیه، ایران، چین و هند موضع بگیرند و از جناح های خاص حمایت کنند. پاکستان از فشار امریکا رهایی یابد و بیش از پیش به دامان چین بیفتد.
امریکا باید خارج شود، افغان ها باید تصمیم بگیرند

هیچ یک از این سه سناریو پایان خوشی ندارد. شبکه گسترده بازیگران در افغانستان همواره توجهات را از موضوع اصلی دور می سازد: حل مشکل علی رغم وجود خشونت های موجود کنونی. موضوع پذیرش یا عدم پذیرش طالبان به عنوان یک گروه تندرو مذهبی از سوی شهروندان افغان می باشد. دخالت های چند دهه خارجی ها تنها سفر طولانی برای صلح را دشوارتر ساخته است. خود افغان ها باید در مورد ختم این جنگ ایدئولوژیک تصمیم بگیرند. امریکا می بایست افغانستان را ترک کند خواه مذاکرات بین الافغانی نتیجه دهد یا نتیجه ندهد. مهم تر از همه بازیگران بین المللی ترجیحا از طریق شورای امنیت سازمان ملل می بایست به طور متقابل رضایت دهند که در امور افغانستان دخالت نکرده تنها به کمک های انسانی و توسعه ای به این کشور بسنده می کنند. تغییر موضع پاکستان آن طور که سخنگوی روابط عامه و رسانه ارتش پاکستان گفته است امیدوار کننده می باشد. اما امریکا و چین می بایست پاکستان را وادار نمایند به تعهدات خود در قبال افغانستان عمل کند. به رسمیت شناخته شدن ضمنی طالبان توسط هند بهتر است که تاکتیکی باشد. از نگاه استراتژیک، به قدرت رسیدن دوباره طالبان در افغانستان به منافع دهلی نو ضربه می زند. حتی اگر حل معضل پیچیده افغانستان به خود افغان ها واگذار شود، هند نباید در جبهه ایدئولوژی موضع خود را تغییر دهد. با خروج نیروهای خارجی از افغانستان، طالبان دیگر بهانه جهاد با کفار برای توسعه ایدئولوژی خود را از دست می دهند و این یک شکست استراتژیک برای این گروه محسوب می گردد. تداوم حضور امریکا در افغانستان بدبختی های مردم افغانستان را افزایش می دهد و افق روشنی از پایان جنگ به دست داده نمی شود. با خروج نیروهای امریکایی از افغانستان و آشکار شدن هدف واهی طالبان برای شهروندان افغان، پاکستان تاثیرگذاری و اهرم فشار بر ایالات متحده را از دست می دهد و این به نفع هند است.

منبع