بایسته های مبارزه با “خشونت بر زنان”!

  • انتشار: ۶ قوس ۱۳۹۹
  • سرویس: دیدگاهگوناگون
  • شناسه مطلب: 99746

هرساله از روزجهانی رفع خشونت از زنان در سراسرجهان و نیز در افغانستان گرامی داشته می شود. فعالان و نهادهای متعددی در کشور برای رفع خشونت از زنان فعالیت می کنند. اما دست آوردهای این فعالیت ها و کاهش خشونت ها، با وجود تغییرات مثبت، ضعیف و چشم انداز آن در ابهام قرار دارد. در شرایط کنونی شواهدی وجود دارد که میزان خشونت بر زنان شدت و افزایش یافته است.

با توجه به وضعیت فرهنگی، اجتماعی، سیاسی، امنیتی کشور و پیشینه تاریخی ما که خشونت بر زنان از آن خود را تغذیه و توجیه می کند، بسیار خوش بینانه و ساده انگاری خواهد بود که زنان به این زودی از آسیب، زخم و تهدید شلاق خشونت رهایی یابند.
رفع خشونت از زنان، وابسته به بایسته هایی است که بصورت کوتاه یاد میشود:

-از آنجایی که خشونت به گونه ای با انسان و اجتماع بشری ارتباط پیدا می کند، بنابراین در مرحله نخست به هراندازه که آدم افغانی کمال انسانی و رشدفکری و فرهنگی بدست آورد، امید به انسانی شدن جامعه برای رعایت کرامت انسان و بالتبع رفع خشونت از زنان بیشتر خواهد شد.

-در مرحله بعدی رشد و توسعه اجتماعی و اقتصادی است که زمینه نابرابری و عدم دستیابی به حقوق اجتماعی و اقتصادی را از بین برده و جایگاه، حقوق و منزلت افراد و ساختارها، از جمله زنان تعریف گردیده و برسمیت شناخته خواهد شد؛ این تغییر سبب خواهد شد که کارکرد خشونت رو به کاهش بگذارد.

-مبارزه باخشونت بر زنان، بخشی از وضعیت غیرانسانی است که برفرهنگ و جامعه و اعتقادات ما سایه افکنده و سنگینی می کند. ما تا در یک نگرش عمیق تر و بزرگتر ریشه های فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، تاریخی و سیاسی خشونت را مورد تعلیل و تحلیل قرار ندهیم، با نگرش های جزئی و انتزاعی و محدود موفق به رفع آن نخواهیم شد.

-مسئولیت نجات جامعه از خشونت، یک مسئولیت همگانی است. همه اقشار، طبقات و طیف ها به شمول زنان مسئولیت دارند تا با آگاهی و مسئولیت پذیری و انسجام یافته و روشمند با خشونت مبارزه کنند.

-از نگرش و روش های ابزارگرایانه و پروژه ای در این زمینه و سایر موضوعات باید خود داری شود. یکی از علت های ناکامی مبارزه با خشونت، بدفهمی و در نتیجه افزایش خشونت بر زنان، برخورد پروژه ای و انجوسالارانه و دونرمحوری بوده است.

-حکومت با اتخاذ سیاست ها، رویکردها و اقدام های سازنده در عرصه های مختلف و ارایه خدمات شهروندی و مدیریت جامعه بسوی فضای سالم و بستر زیست مسالمت آمیز نقش اثر گذار در کاهش خشونت از جامعه و رفع آن از زنان اثر گذار می باشد.

-بخش دیگری که شهروندان را، بویژه زنان را از خشونت مصئون خواهد ساخت، اصلاح قوانین و مقررات حکومتی و منابع احکام و رویه های عدلی و قضایی به هدف انسانی ساختن آنان می باشد.

-مورد آخر و تعیین کننده نقش و خودارادیت خود زنان در مبارزه با خشونت و ستم ناپذیری است. آنان با درک واقعیت ها و توانایی های خویش، خود را باید به اثبات برسانند. زنان باید برآگاهی و مهارت و توانایی خود در مبارزه با خشونت بیافزایند. زنان باید خود را از دوران صغارت و تحت کفالت به مرحله رشد و خود ارادیت و خودگردانی ارتقا دهند.

شکور اخلاقی