بایسته های دولت در مذاکرات صلح

  • انتشار: ۲۴ سنبله ۱۳۹۹
  • سرویس: اخبار مهم
  • شناسه مطلب: 94656
روز جهانی صلح

جنبش هاى ایدلوژیک تا زمانى که نظامى می مانند، قوى و پر غرور هستند. وقتى وارد فاز سیاست و مذاکره شدند، دچار افت اقتدار و عقب نشینى از مواضع خود مى شوند. در این مرحله، آنان با دنیاى سیاست و واقعیت قدرت در نظام بین الملل و درک ناتوانى خود از ساخت دولت و حفظ بوروکراسى و نهادها روبرو مى شوند.

اگر طالبان به دنبال ادغام در سیستم سیاسى نروند راهى جز جنگیدن، بستن راه مذاکره و شیوه تغلب ندارند.
آنان مى دانند که در بهترین حالت سرنوشتى بهتر از دولت اخوانى مرسى نخواهند داشت و در حکومتدارى تنها مى مانند و ناچار به شکست مى شوند. ( البته حکومت اخوان در مصر با سازوکار انتخابات آزاد و شفاف و راى مستقیم مردم روى کار آمد نه از طریق غلبه. این تشبیه از باب سرنوشت جنبش هاى اسلام گراى صاحب دولت مى باشد )
بخش اعظم تلاش عقبه طالبان در ١٩ سال گذشته روى این نکته متمرکز بود که طالبان، نیروى نظامى صرف بمانند و وارد فاز مذاکره و بخش سیاسى نشوند.

طالبان مشروعیت ملى و بین المللى مجاهدین در مذاکرات ژنو و مراحل بعد از آن را ندارند. نظام فعلى نیز ( صرف نظر از افراد صاحب قدرت ) به اندازه حکومت نجیب، تنها و فاقد مشروعیت نیست و قوى تر مى باشد. در چنین وضعیت، ادامه مذاکرات مى تواند سطح مواضع ایدئولوژیک و انعطاف ناپذیرى طالبان را پایین بیاورد.
دولت و نیروهاى سیاسى تابع قانون اساسى فعلى، به یک بسیج تبلیغاتى هدفمند و معنادار نیاز دارد تا در فرایند مذاکرات و در میدان جنگ نرم، طالبان و جامعه جهانى را مجاب کنند.

در کنار فعال سازى جبهه جنگ نرم، حکومت بایستى موضوع آتش بس قبل از مذاکره را با جدیت پیگیرى کند.
به قول هابر ماس در نظریه “شرایط آرمانى گفتار” تنها با تعلیق نیروهای قدرت و سرکوب، در نوعی شرایطِ برابری ایدئال است که گفت‌وگو دربارۀ مسائل جامعه به بهترین راه‌حل‌ها مى رسد.

شجاع محسنی