ایران و طالبان

  • انتشار: ۲۳ سرطان ۱۴۰۰
  • سرویس: بین المللدیدگاه
  • شناسه مطلب: 116645

پاکستانی‌ها به‌علا‌وه‌ی (به زعم خودشان) کوتاه کردن دست هندی‌ها از افغانستان دلایل تاریخی و اتنیکی هم برای حمایت از طالبان دارند اما جالب است که جناح حاکم بر ایران نیز در توجیه و تطهیر طالبان سنگ‌ تمام می‌گذارند تا آنجا که قتل ۹ دیپلمات ایرانی در سال ۷۷ را به طالبان پاکستانی‌ منتسب می‌نمایند و این ر‌وزها طالبان را متفاوت از گروه‌های رادیکال دیگر توصیف می‌کنند. ‌واضح است که ایرانی‌ها دشمن امریکا را دوست خود می‌دانند اما در این میان فراموش نباید کرد که ایران نمی‌تواند در هدایت طالبان در مسیر منافع و اهداف استراتژیک خود، هم‌سنگ پاکستان پیش برود؛ طالبان پیوندهای خونی و ایدئولوژیکی با آن‌سوی دیورند دارند و در طول سالیان جنگ، از ایالت‌های سرحدی پاکستان به‌عنوان ژرفای استراتژیک استفاده کرده‌اند و متقابلا برای تبدیل کردن افغانستان به عمق استراژیک پاکستان می‌جنگند.

شناخت و اطلاعات ایرانی‌ها از افغانستان ناقص است. وقتی پای صحبت تحلیل‌گران ایرانی بنشینیم، درمی‌یابیم که آنان حتی با دسته‌بندی‌های قومی و قبیله‌ای و درصد تقریبی اقوام افغانستان آشنایی درست ندارند. فی‌المثل می‌گویند طالبان کنونی طالبان ۲۰ سال پیش نیستند یا گمان برده‌اند که طالبان افغانستان غیر از طالبان پاکستان‌اند! بنابراین ایرانی‌ها در نتیجه‌ی نقصان اطلاعات، به نگاه واقع‌بینانه‌ در قبال افغانستان نمی‌‌رسند.

از طالبان اگر ایدئولوژی‌شان بگیرید، دیگر با طالبان سروکار نداریم. روایت امارت یک‌نفره و بیعت‌ستانی و طرد و رد انتخابات و سایر نهادهای لازمه‌ی جمهوریت و ستیزه‌گری با آثار و مفاخر فرهنگی و تاریخی از جنگ جاری افغانستان، مگر فرقی با قرائت خلافت دولت اسلامی عراق و شام دارد؟

دوازده «مولوی و قاری» برای ریاست ادارات دولتی از سوی رهبر طالبان تعیین شد

دور زدن دولت قانونی افغانستان و خلق آلترناتیو‌ ایدئولوژیکی چون طالبان مفهومی جز بر شاخ نشستن و بن بریدن نمی‌تواند داشته باشد.

هادی رحیمی زاده

نظرات(۰ دیدگاه)

نظر شما چیست؟