امید های از دست رفته اردوغان و اسرائیل

  • انتشار: ۱۴ سرطان ۱۳۹۶
  • سرویس: بین الملل
  • شناسه مطلب: 27335

دو طرف اساسی كه همواره در رؤیا پردازی‌‌های خود، برای سلطه منطقه‌ ای، چشم امید خود را در براندازی تروریستی – تكفیری در سوریه عراق قرار داده بودند، اردوغان و نتانیاهو بودند. انصافاً و براساس اطلاعات دقیق، هر دو نفر هر چه می‌ توانستند با زیر پا گذاشتن تمامی خطوط قرمز و محرمات اخلاقی، دینی و بین ‌المللی، در سوریه یا در عراق به اجرا گذاشتند و پس از 5/6 سال از بحران‌ سازی، مداخله‌ گری و جنگ‌ افروزی، در بدترین شرایط خود به سر می‌ برند، بدون توجه به یك ارزیابی كه اساس شكل ‌گیری تروریسم تكفیری در منطقه را به صهیونیست‌ ها مرتبط می‌ كند، ‌ولی تأكید می‌ كنیم كه مقامات اسرائیلی همواره با هیجان از ارتباط و ادامه خدمات به هزاران داعشی و القاعده‌ ای و ارتش حر سخن گفته ‌اند و بسیاری از اوقات نیز برای تقویت آتش تروریست‌ها در قنیطره با توپخانه و موشك به ارتش سوریه حمله كرده‌اند.

گزارش ویژه دبیر كل سازمان ملل هم تأكید كردT كه فقط در دو ماه گذشته بیش از 16 ارتباط نزدیك بین صهیونیست ‌ها و گروه‌‌های تروریستی و به ویژه القاعده (النصره) در این مناطق برقرار شده است. آخرین وضعیت اسرائیل این است كه لیبرمن گفت: دلمان می‌ خواهد بشار نباشد ولی قادر نیستیم آن را عملی كنیم. اردوغان كه خواب نماز در مسجد اموی دمشق را دیده بود، همچون كاسه داغ‌‌ تر از آش با تروریست‌ های داعش و النصره و احرار و دهها گروه دیگر كه زیر نظر آنها بودند، رفتار كرد و حتی به فروشنده نفت سرقتی سوریه و عراق برای داعش تبدیل شد و هزاران خدمات پزشكی، تسلیحاتی، مالی و جذب نیرو و … را به آنها ارائه كرد تا نصیبی داشته باشد ولی امروز حتی جایگاهی كمتر از كردهای شمال سوریه از نگاه امریكا دارد. می ‌دانیم و صد البته اردوغان هم می‌داند كه به جز دهها چالش داخلی و انزوای خارجی از سوی امریكا و اروپا و عرب‌ های حاشیه خلیج فارس، ‌در سوریه و عراق هم با دست‌ ‌های خالی روبه ‌رو است و ادامه سیاست‌‌های فعلی به پیچیده ‌تر شدن اوضاع تركیه منتهی می‌ شود.

بهترین پند اندوزی برای اردوغان این است، كه از بحران قطر و عربستان آنچه را باید بیاموزد و تركیه را در نوبت بعدی از سوی آل سعود و امارات و امثال آنها بداند، كه باید تحقیر و دشنام و پرخاش و اتهام آنها را تحمل كند. از ابتدای بحران‌‌ های مصنوعی سوریه و عراق هم معلوم بود كه اردوغان و اخوانی ‌ها پیاده ‌نظام وهابی‌ ها و تكفیری ‌ها شده‌ اند و در پایان ماجرا هم كنار گذاشته خواهند شد، كما اینكه در یمن، به حزب اصلاح از سوی سعودی‌ ها یا اماراتی ‌ها هیچ امتیازی داده نخواهد شد. اگر پرخاش و عصبانیت اردوغان برای اتهام‌ زنی به ایران و توصیف‌ ‌های عجیب و غریب وی پایان یافته، به این مسئله فكر كند كه چگونه باید از این باتلاق كه تركیه و اخوان را اسیر وهابی ‌ها و آل سعود كرده نجات دهد.موضوع ساده ‌ای است حساب و كتاب و برنامه خود را ازآنها جدا كنید و اگر بهتر نگاه كنید، می‌ توانید آینده بهتری در كنار امپراتوری فارسی داشته باشید و اردوغان و خانواده ‌اش می ‌دانند كه خیرخواه ‌تر از ایران پیدا نخواهند كرد.