امضای توافق نامه صلح؛ رویدادی بزرگ و دیپلماتیک

  • انتشار: ۱۰ حوت ۱۳۹۸
  • سرویس: دیدگاهسیاست
  • شناسه مطلب: 79231
آمریکا طالبان

رایزنی های دیپلماتیک قطر در آستانه امضای توافق نامه صلح آغاز شده و سران و مقام های بلند پایه کشور های همسایه افغانستان و نهاد های مشروع بین المللی و قدرت های تاثیر گذار برای نظارت بر امضای این رویداد بزرگ و دیپلماتیک به دوحه دعوت شده اند.

قطر یکبار دیگر نشان داد که توان عبور از تحریم همسایگان و ایفای نقش میانجی و واسطه قابل اعتماد میان طرف های درگیر و متخاصم را دارد. این کشور کوچک اما تاثیرگذار در عین زمان به رقبای منطقه ای خود فهماند که می خواهد جایگاه بین المللی خود را توسعه دهد و نقش مهم در پایان منازعات دیرپای منطقه ایفا کند. چندی پیش، ” شیخ تمیم بن حمد آل ثانی” امیر قطر پس از ترور سردار سلیمانی و حمله موشکی ایران به پایگاه عین الاسد، در آستانه رویارویی تمام عیار ایران و آمریکا نیز نقش مهم در جلوگیری از جنگ بازی کرد و به این ترتیب، توانایی دوحه را در کاهش منازعات بین المللی و منطقه ای به منصه ظهور رسانید. پیش از این، در سال ۲۰۰۸ دوحه میزبان مذاکرات لبنان بود که منجر به انتخاب رئیس جمهور گردید.

اینک اما قرار است قطر شنبه،دهم حوت ۱۳۹۸ میزبان نشست تاریخی برای پایان جنگی باشد که نزدیک به دو دهه ادامه داشته است. هرچند چشم انداز نشست صلح فردا با توجه به اهداف ژئوپلتیک آمریکا در منطقه، کاملا واضح نیست، اما به نظر می رسد این نشست می تواند به تدریج افغانستان را به سوی صلح پایدار رهنمون گردد. زیرا جنگ افغانستان تا ماه مارچ ۲۰۱۹ حدود ۸۷۷ بیلیون دالر برای مالیات دهندگان آمریکا هزینه داشته است. این در حالی است که اخیرا مقام های ارشد طالبان در گفت و گو با راشا تودی اعلان کردند که اگر آمریکا در افغانستان بماند، طالبان آماده است تا صد سال دیگر نیز با آمریکا بجنگند.

فاشیست های نقابدار!

واقعیت قضیه این است که اکنون طالبان، هم از نظر سیاسی و دیپلماتیک و هم از نظر نظامی و امنیتی در یک هوشمندی استراتژیک قرار دارند. تلاش تیم سیاسی طالبان این است تا با استفاده از دست برتر در تحولات میدانی، شرایط سیاسی را به نفع خود تغییر دهند. هم نیروهای آمریکایی و هم سربازان ناتو در طول نزدیک به دو دهه جنگ ناکام در برابر طالبان، به شدت دچار فرسایش، خستگی و در نهایت ناتوانی در کنترل اوضاع شده اند. بر اساس برآوردهای منابع استخباراتی، در حال حاضر بیش از ۶۰ درصد جغرافیای کشور از حوزه اقتدار مرکزی دولت خارج شده است و در کنترل طالبان قرار دارد. وضعیت سیاسی بدتر از جبهه نبرد میدانی است؛ زیرا کشور عملا در آستانه فروپاشی درونی قرار گرفته و دو دولت در یک قلمرو اعلان موجودیت نموده است. این وضعیت، نشان می دهد که آمریکا و ناتو در عرصه های سیاسی و نظامی با ناکامی چندوجهی روبرو شده و دچار سرگردانی استراتژیک است. همین مساله سبب شده تا نرمش و تعدیل در مواضع واشنگتن برای مذاکره و دیپلماسی شکل بگیرد. افزون بر این، ترامپ نیز به دنبال رسیدن به برگ برنده در انتخابات ۲۰۲۰ ایالات متحده است.

بنابر این، ترامپ ذیل مواضع تبلیغات انتخاباتی به دنبال کاهش نیروهای نظامی در افغانستان است. امضای توافق نامه صلح با طالبان، فرصتی را در اختیار ترامپ قرار می دهد تا هم مانور تبلیغات انتخاباتی خود را به فرجام برساند و هم توجیهی برای شکست خود در برابر طالبان پیدا کند. قدر مسلم این است که توان سیاسی و قدرت نظامی طالبان اکنون پس از نزده سال جنگ در برابر هژمونی آمریکا و بازوی امنیتی آن یعنی ناتو، به اثبات رسیده است. از همین رو، طالبان از موقف امارت اسلامی به دنبال مذاکرات دقیق، شفاف و مهم با بازیگر اصلی منطقه است.

آفت سرطانی

امضای توافق نامه صلح فردا و امضای شخص ترامپ به پای آن نشان خواهد داد که ترامپ به دنبال حفظ آبروی استراتژیک خود در سطح جهانی است تا نیروهای خسته خود را از میدان فرسایشی نبرد افغانستان خارج کند. خروج هزاران سرباز پنتاگون از یک سو نشان می دهد که آمریکا دیگر تک هژمون دنیا نیست و از سوی دیگر بیان گر استراتژی مقا‌ومت فعال طالبان است که سرانجام به خروج سربازان آمریکایی از افغانستان منجر شد. نکته پایانی اما این است که ناکارآمدی حکومت ها و عدم انسجام اجتماعی حول یک هویت ملی مدرن موجب شده تا همیشه درهای دخالت قدرت های خارجی در کشور گشوده باقی بماند. دیده شود که پس از امضای توافق نامه صلح، در این باره چه تدابیری اتخاذ می گردد تا بار دیگر دشمن از دروازه دیگر، وارد نشود.

دکتر عبدالطیف نظری

نظرات(۰ دیدگاه)

نظر شما چیست؟