افول هزاره ها در حوزه قدرت و سیاست

  • انتشار: ۱۲ سنبله ۱۳۹۹
  • سرویس: اخبار مهم
  • شناسه مطلب: 93976

بخش نخست

هزاره ها پس از دو دهه حضور در ساختار قدرت، سیر نزولی خود را طی می کند. وضعیت نابسامان فعلی معلول عوامل مختلف می باشد که یکی از آنها نداشتن درک درست از شرایط افغانستان، تحولات منطقه و رویدادهای بین المللی است.

اکنون رهبران سیاسی هزاره نه تنها در تصمیم گیری های راهبردی سهیم نیستند، که در حوزه اجتماعی نیز پایگاه منسجم و نیرومند ندارند. فقدان پشتوانه نیرومند اجتماعی باعث شده تا اصحاب قدرت، از عدم حضور رهبران هزاره در فرایند های تصمیم گیری، هراس به دل راه ندهند.

مردم هزاره در حوزه مشارکت سیاسی و مدنی پیشتازترین شهروندان کشور به شمار می روند، اما فقدان مدیریت سالم سیاسی در سطوح عالی سبب شده تا هزاره ها از منظر دست یابی به قدرت تصمیم ساز، در سطح نازل قرار گیرند.

اکنون این پرسش نزد نسل جوان و آگاه و روشنفکر هزاره مطرح است که چرا داعیه داران رهبری هزاره که دو دهه با پشتوانه مردم، سکان دار سیاست و قدرت بودند، اکنون شیب افول هزاره ها را در حوزه تصمیم گیری های کلان سیاسی، تندتر ساخته اند؟

چرا در فصل انتخابات گزینش های غلط و بی فرجام را مرتکب می شوند که تا پنج سال، مردم ناگزیر اند تاوان آن را پرداخت کنند؟ و چرا پس از گذشت دو دهه روند مردم سالاری و حقوق شهروندی، کنشگران هزاره از گرفتن یک پست کلیدی عاجزاند؟

چرا سالهاست که بازیگران داعیه دار هزاره، بازی را می بازند و هر روز با باخت استراتژیک خود، خلق محروم هزاره را در حاشیه قدرت قرار می دهند؟

این ها پرسش هایی اند که بیش از همه متوجه رهبران سیاسی هزاره است. رهبرانی که هیچ گاه مردم انان را در میدان تنها نگذاشتند، اما این ها هرگز نتوانستند به مطالبات مشروع و منطقی مردم پاسخ عقلانی ارائه کنند.

دکتر عبداللطیف نظری