اشرف غنی و لشکر فاطمیون

  • انتشار: ۲۱ جدی ۱۳۹۹
  • سرویس: دیدگاهسیاست
  • شناسه مطلب: 104052

تقرر محمد محقق، منتقد شدید و بیرحم اشرف غنی، به حیث مشاور ارشد ” رئیس جمهور” در امور امنیتی و سیاسی، عجیب به نظر میرسد ولی با در نظر داشت تحولات اوضاع افغانستان و تجرید او در میان ” شرکای بین المللی”، این استخدام زیاد غیر منتظره نیست.

اگر این واقعیت را یک کمی جنبه شوخی بدهیم میتوان گفت که اشرف غنی باور کرده که “لشکر فاطمیون” در افغانستان هم وجود دارد و محقق رهبر آن است. وی که به حد کافی ذخیره نیروهای تاجیک و پشتون خود را به پایان رسانده، روی بطرف ازبک ها و هزاره ها آورده. بعد از مارشالی دوستم، پسر بیسواد وی به حیث عضو هئیت مذاکره کننده صلح و دختر او به حیث سناتور میخواهد میلشیه های دوستم را زنده کند و فاطمیون را از سوریه به افغانستان فرا خواند و محقق و دوستم دوباره سرداران جنگ علیه طالبان شوند.

اما اگر جدی حرف بزنیم، دیده میشود که در برابر مذاکرات صلح در دوحه صف بندی های جدید سیاسی و حتا ممکن نظامی در راه است. مبتکر همه اینها یک شخص است : اشرف غنی. بارها گفته ام که اشرف غنی فرد متعصب، تبعیض گرا، پوپولیست، تفرقه انداز و حکومت کن است، اما برخی از این اعمال نمیتواند سودمندانه اجرا شود مگر اینکه فرد دارای هوش و درایت و زیرکی کافی باشد. در مصاحبه دیروز خود با CNN اشرف غنی یک حرف مهم زد و آن این بود که وی حکومت موقتی را نمیپذیرد و “او قدرت را فقط به یک اداره منتخب دیگر تحویل خواهد داد.”. بگذریم از اینکه این حرف از نگاه حقوقی و سیاسی بی معنی است زیرا قدرت کنونی که غنی در رآس آن است محصول یک انتخابات قانونی یعنی آزاد، شفاف و بدون تقلب نیست.

این قدرت محصول توافق و تقسیم قدرت میان دو “رئیس جمهور نام نهاد” است. در اصل اشرف غنی نفس مذاکرات صلح را که یافتن راه های یک مصالحه سیاسی است نه تقرری تمام رهبران طالبان به حیث “.مشاورین ارشد” رد میکند.

این تحولات در منطقه مصادف است با نزدیکی اشرف غنی با جمهوری اسلامی ایران. بینندگان افغانی مصاحبه محمد جواد ظریف، وزیر بینهایت کاردان و با هوش ایران، با تلویزیون طلوع، را فقط در شکل اجرای مصاحبه دیدند و فراموش کردند که این مصاحبه، برای اولین بار، دارای پیام های مهم بود. از آن جمله دانستیم که حنیف اتمر و جواد ظریف متحدانه و باهم در امور مربوط به مذاکرات صلح کار میکنند. البته این خواب و خیال است که ایران بتواند از نگاه نظامی و اقتصادی و مالی جای امریکا را در افغانستان بگیرد. ولی با چنین ابتکاراتی اشرف غنی سعی دارد برای امریکا پیام بفرستد که ما در برابر شما میتوانیم گزینه ایران را بکار گیریم اگر شما روی طالبان فشار وارد نکنید.

جلسه احزاب و شخصیتهای هزاره که سه روز قبل به ابتکار سرور دابش برگزار گردید و در جریان جلسه با حرفهای متداول صلح عادلانه و اهمیت همنظری و … پایان یافت، در واقعیت برای همین منظوراست. من استخدام های دیگر از میان آنها را توسط غنی دور نمیدانم.

اما سوال اصلی این است : اشرف غنی امید خود را به اینکه طالبان با او کنار بیآیند از دست داده. سفرهای اخیر او به قندهار و ننگرهار برای تقویت پایگاه خود رضایت بخشن نیست. در میان تاجیک ها فقط امرالله صالح مانده که پایگاه قومی ندارد. خوب چگونه میتواند با بکار گرفتن هزاره ها و ازبک ها در یک کشوری که همه مناسبات قومی است وی قدرت خود را حفظ کند ؟ تنها کاری را که انجام خواهد داد این دو قوم محنت کشیده و ظلم دیده افغانستان را تا آخرین نفر برای منافع خود به کشتن خواهد داد.

بیش از پیش ایجاد یک جبهه وسیع ملی فراگیر شبیه جبهه متحد یا “اتحاد شمال” ولی روی یک برنامه سیاسی واقعبینانه که در آن نه بیروکرات های دور و بر ارگ که فردا به کشورهای دومی خود برمیگردند و نه طالبان حضور داشته باشند. چنین جبهه بزرگ ملی میتواند موازنه قوا را علیه طالبان ایجاد کند واگر از موضع قدرت نباشد حداقل از موضع برابر با طالبان مذاکرات صلح را پیش ببرد.

دکتر کریم پاکزاد