از لوی جرگه فرمایشی تا مصالحه ملی؛ با دست خالی!

  • انتشار: ۲۷ اسد ۱۳۹۹
  • سرویس: اخبار مهم
  • شناسه مطلب: 92184

اگر از شعار زدگی و آرمانگرایی افراطی فاصله بگیریم و به واقعیت‌های دنیای سیاست تن بدهیم، واقعیت جهان سیاست به خوبی می‌رساند که جنگ و صلح هر دو نیازمند قدرت برابر و توازن است؛ یعنی همانگونه که وارد شدن در میدان جنگی بدون قدرت نظامی کشنده است، ورود در میدان مصالحه و چانه زنی با دست خالی و بدون کارت بازی شکننده است.

بنابراین، گفتگو در صورتی به سرانجام مطلوب و برابر یا به صلح پایدار می‌رسد که همه‌ی اطراف گفتگو از قدرت چانه زنی برابر و مطلوب برخوردار باشند و الا گفتگو یا به نتیجه نمی‌رسد یا ظالمانه خاتمه میابد.

اما شرایط افغانستان، که عملا یک شرایط قومی است و گفتگوها در آن با نگاهی قومی شکل می‌گیرد و امتیازات با رویکرد قومی مطالبه می‌شود، بیانگر این است که گفتگوی مصالحه نسبت به اقوام همیشه محروم بویژه نسبت به شیعه‌ها و هزاره‌ها یا بدون نتیجه خواهد بود و یا همانند لوی جرگه فرمایشی، ظالمانه؛ زیرا الآن از یک طرف محوریت را در دو طرف گفتگو قوم خاص به خود اختصاص داده است و از طرف دیگر اقوام همیشه محروم بویژه هزاره‌ها چیزی برای رو نمودن در میدان بازی ندارند.

این قضیه و ضعف نسبت به ما مردم خیلی واضح و آشکار است چون نمایندگان منتخب ما، نمایندگانی هستند که از برکت سیاست ورزی‌های عاقلانه سران این مردم، فعلا از هیچ نوع قدرتی برخوردار نیستند تا قدرت چانه زنی برایشان بدهد؛ نه قدرت نظامی، نه قدرت اقتصادی و نه قدرت مردمی و نه حمایت مطلوب بین‌المللی و منطقوی.

از نظر نظامی و اقتصادی که وضع این مردم و نمایندگان منتخبشان در معادلات قدرت نظامی و اقتصادی کشور معلوم است و جایی برای بحث نیست اما از نظر قدرت مردمی، مردم را هم با خودشان ندارند؛ زیرا یا مردم شناختی از برخی نمایندگان موجود و ارتباطی با آن‌ها ندارند و یا برخی از این‌ها اصلا نماینده مردم نیستند و دل در گرو منافع خود و رهبران میلیاردر همسو دارند تا منافع مردم. وقتی دل در گرو منافع خود و رهبران میلیاردر داشته باشند، پول‌ها و ثروت‌های موجود در بانک‌ها و مراکز تجاری خارج اجازه نخواهد داد که برای مردم و کشور کاری نمایند؛ زیرا ثروت‌های موجود در خارج، بقا و دوامش بیشتر در گرو رعایت مصالح دیگران است نه این کشور و مردم.

خلاصه ورود نمایندگان اقوام همیشه محروم بویژه هزاره‌ها در گفتگوی مصالحه، خیلی امیدوار کننده به نظر نمی‌رسد؛ همانگونه که در لوی جرگه فرمایشی جز حضور ظاهری و فرمایشی، هیچ سهم فعالی نداشتند.

محمد امین احسانی