از سبک متمدنانه تا عمل مجرمانه

  • انتشار: ۱۹ حوت ۱۳۹۷
  • سرویس: سیاست
  • شناسه مطلب: 54575

هفته گذشته، ایمانوئل مکرون، رئیس جمهور فرانسه، در مورد اتحادیه اروپا مقاله‌ای نوشت. او در این مقاله،‌ فرصت‌ها و چالش‌های اتحادیه اروپا را بیان کرد. به‌نقش و جایگاه اتحادیه اروپا در حال و آینده پرداخت و حتا از یک رنساس جدید اروپایی سخن به‌میان آورد. مقاله مکرون به ۲۸ زبان ترجمه شد. از روش‌های معمول سیاست‌‌مدران و دولت‌مردان ارشد، یکی همین است که دیدگاه‌های راهبردی خود را در مورد کشور متبوعش و همچنین، مسائل منطقه و موضوعات بین‌المللی‌ای مرتبط با کشورش، در روزنامه‌ها و مجلات معتبر جهان، به‌گونه‌ی متمدنانه، مستدل، منطقی و علمی به‌چاپ می‌رسانند. در همین همسایگی ما نیز حسن روحانی، جواد ظریف و علی اکبر صالحی در مورد مسائل هسته‌ای ایران و رابطه ایران با کشورهای مطرح جهان، بارها مقالاتی در نیویوریک‌تایمز، واشنکتن‌پست و دیگر روزنامه‌های مشابه به‌چاپ رسانده‌اند و از نقش کشورشان، نحوه تعامل با دنیا و مسائل منطقه، سخن گفته‌اند.
علاوه برآن، معمول است که احزاب، سیاست‌مدران و کارگزاران ارشد، در هر کشوری، چه جناح حاکم و چه اپوزیسیون در باره مسائل مهم و جاری در کشور خود، دیدگاه‌ها و برنامه‌های مشخص دارند. به عنوان مثال اینک که بحث خروج بریتانیا از اتحادیه اورپا مطرح است، هم حزب حاکم محافظه‌کار و هم حزب کارگر، به‌عنوان اپوزیسیون، طرح و دیدگاه‌های مشخص خود را دارد.
در کشور ما؛ اما این گونه نیست. اغلب سیاست‌مدران ما، فاقد تحلیل راهبردی و فاقد طرح منطقی در مورد مشکلات جامعه هستند و فرصت‌ها و چالش‌های فراروی کشور را نمی دانند. آنان نه‌ تنها توان تحلیل و ارائه چشم انداز در مورد مسائل و معضلات کشور، در یک ژورنال معتبر خارجی را ندارند؛ بلکه حتا سواد نوشتن یک مقاله استخوان‌دار، به‌زبان مادری و ارائه طرح در یک نشست داخلی را نیز ندارند. این دسته از سیاست‌مدارن، در پی ایجاد یک موج یا پس از به‌وجود آمدن یک فرصت، خود را بالا کشیده‌اند. دارای سواد محفلی هستند. چند حرف کلی و کلیشه‌ای را یاد گرفته‌اند و در هر جا، همان حرف‌ها را بر زبان جاری می‌کنند. چه در محافل عملی، چه در کنفرانس‌های بین‌المللی، چه در مناسب‌های اجتماعی، چه در مراسم مذهبی. بنابراین وقتی برخی از سیاست‌مدار افغانی سخن می‌گویند که تعدادشان کم هم نیستند، کاملا قابل پیش‌بینی است که چه می‌گویند، فرقی نمی‌کند که در کنفرانسی در لندن باشد یا در مسکو یا در محفل مذهبی در چنداول کابل، جان کلام یکیست و از چند حرف کلی، کلیشه‌ای و همیشگی تجاوز نمی‌کند و اساساً از طرح و برنامه خبری نیست. اینک که بحث صلح در کشور داغ است، هیچ حزب، گروه و حتا حکومت تحلیل دقیق و طرح مشحصی در مورد صلح ندارد و همگان دچار روزمرگی مطلق هستند.
به‌علاوه، بعضی از سیاست‌ورزان ما، از مفاهیم مدرن مانند حقوق بشر و حقوق شهروندی و آزادی نیز چیزی نمی‌دانند. به‌معنای واقعی نمی‌دانند که هیچ‌کس و هیچ جریانی ورای نقد نمی باشد. هرکس حق دارد باورهای خود را در باب موضوعات مختلف و در قالب‌های گوناگون بیان کند. این‌که چه باید گفته‌شود و چه‌چیزی نباید گفته شود، معیار قانون است، نه سلیقه افراد. این دسته از سیاست مداران خود را صاحب تمام اختیار ممکلت می‌دانند و می‌پندارند که گویا تنها آن‌هاست که حق سخن گفتن و حق امتیاز طلبیدن دارند. به‌دلیل همین پندار موهوم، مخالفان و منقدان خود را نه تنها با ادبیات کوچه و بازاری، به انتقداد می گیردند بلکه با خشونت کلامی و به‎گونه چاقوکشان و قداره‌بندان مورد فحش و ناسزا قرار می‌دهند.
می‌طلبد که سیاست‌مداران ما، اندک تلنگری به‌خود بزنند و خود را بروز کنند و بدانند که با سواد محفلی و بدون طرح و برنامه نمی‌شود سیاست کرد. ادیبات خشونت‌آمیز و قلدرمآبانه جواب نمی‌دهد. کسی حق ندارد دیگران را از حقوقشان محرم کند و زور بگوید. اهتمام به‌بریدن زبان و شکستن قلم، منش دیکتاتورمآبانه است. بفهمند که همگان حق آزادی بیان دارند، همه، حق نقد دارند و در برخورداری از این حقوق همه برابرند؛ اما هیچ‌کس حق دشنام، حق توهین و حق لجن پراکنی ندارد، دشنام و توهین و به‌کار بستن ادبیات سخیف، جدای این‌که غیر اخلاقی و سبک غیر متمدنانه است، یک عمل مجرمانه است.

داکتر سید جواد سجادی