ابتکار عمل بایدن برای صلح افغانستان و ذکر پنج نکته مهم!

  • انتشار: ۱۵ حمل ۱۴۰۰
  • سرویس: بین المللدیدگاه
  • شناسه مطلب: 109734

دولت جو بایدن تصمیم گرفته است پروسه صلح افغانستان را احیاء کند. این اقدام اما چندین ریسک سیاسی را در بر دارد و عوامل تخریب کننده بسیاری در پیشرو ست. بسته پروسه صلح افغانستان شامل چندین عنصر است که برای حکومت افغانستان یا طالبان یا هر دوی آنها قابل پذیرش نیست. هر تغییر در ساختار سیاسی کابل پیامدهای عمده ای برای تمام همسایگان افغانستان از جمله پاکستان و هند خواهد داشت.

دولت جو بایدن در یک قمار سیاسی پر خطر تصمیم گرفته است پروسه صلح به بن بست خورده افغانستان را احیاء کند. زلمی خلیلزاد، نماینده ویژه امریکا در امور صلح افغانستان در زمان ریاست جمهوری دونالد ترامپ، در دولت بایدن هم در سمتش باقی مانده است. خلیلزاد مأموریت دارد پروسه صلحی که خودش در زمان ترامپ پیگیری نمود و سرانجام به امضای توافق نامه صلح بین امریکا و طالبان منجر شد را دوباره از سر بگیرد. خلیلزاد بدین منظور دیپلماسی شاتل(دیپلماسی رفت و برگشت) خود به منطقه را تجدید کرده است. پیشنهاد تازه دولت بایدن برای صلح افغانستان در ماه فبروری سال ۲۰۲۱ توسط خلیلزاد به حکومت افغانستان ارائه شد.
نامه انتونی بلینکن، وزیر امور خارجه امریکا، به رهبران افغان و پیش نویس طرح تشکیل حکومت ائتلافی برای صلح یا همان حکومت موقت در افغانستان، دو سند مهمی ست که دیدگاه تازه امریکا برای ختم بحران طولانی مدت افغانستان را نشان می دهد. واکنش های اولیه به این پیشنهاد صلح امریکا خیلی امیدوار کننده نبوده است اما باید منتظر بود و دید واشنگتن تا چه اندازه می تواند بر طرف های درگیر در افغانستان تاثیر گذاشته بحران در این کشور را حل و فصل نماید.

جنجالی ترین بخش پیشنهاد امریکا برای صلح افغانستان شاید تقسیم قدرت بین دولت کنونی و طالبان باشد زیرا با مقاومت هر دو طرف جنگ روبرو شده است. این در حالی ست که کلید ختم جنگ داخلی طولانی مدت در افغانستان همان صلح و آشتی می باشد، مسأله یی که رسیدن به آن سخت به نظر می رسد.

پنچ نکته مهم در پروسه صلح افغانستان مطرح است:

اولین نکته زمان خروج نیروهای امریکایی از افغانستان است: در توافق نامه صلح امریکا با طالبان، واشنگتن متعهد شده است تا اول ماه می سال ۲۰۲۱ میلادی تمام نیروهایش را از افغانستان خارج کند. جنگ در بین شهروندان امریکایی به شدت منفور شده و دولت بایدن نیز قصد ندارد جنگ های بی پایان را در «خاور میانه بزرگ تر» ادامه دهد. محیط داخلی امریکا در پروسه صلح افغانستان نقش مهمی دارد. براساس برنامه صلح بایدن برای افغانستان احتمال نگهداری ۲۵۰۰ سرباز امریکایی در افغانستان طولانی تر از ضرب العجل یک می، وجود دارد. دولت بایدن خواهان خروج مسئولانه امریکا از افغانستان است.

بسیاری در واشنگتن بر این باورند که دونالد ترامپ، رئیس جمهور پیشین امریکا، با تعیین یک زمان مشخص برای خروج نیروهای امریکایی از افغانستان در حقیقت از اهرم های فشار امریکا بر طالبان صرف نظر کرد. دولت بایدن اما با طرح ابهام در خروج نیروهای امریکایی از افغانستان قصد دارد بر طالبان فشار وارد نماید تا به تعهدات خود در توافق نامه عمل کرده سطح خشونت در افغانستان را کاهش دهد. ایالات متحده امریکا همچنین بر رئیس جمهور اشرف غنی نیز فشار وارد کرده است. غنی در واشنگتن بخشی از مشکل قلمداد می شود تا راه حلی برای از میان برداشتن مشکل.

دومین نکته فشار امریکا بر طالبان می باشد: امریکا بر طالبان فشار وارد می کند تا یک کاهش نود روزه فوری در خشونت ها را بپذیرد تا شرایط برای ابتکار صلح مهیا گردد.

مسأله سوم ساختار انتقال مسالمت آمیز می باشد. زلمی خلیلزاد یک پیشنهاد مکتوب به حکومت افغانستان و طالبان ارائه کرده که می تواند مبنای مذاکرات تازه بین طرف های جنگ قرار گیرد. انتونی بلینکن، وزیر امور خارجه امریکا، نیز در نامه ای به رئیس جمهور غنی تاکید کرد ایالات متحده امریکا هیچ طرحی را به طرف های افغان دیکته نمی کند و تنها در نقش میانجی و تسهیل کننده برای تشکیل یک دولت موقت فراگیر و توافق روی اصول بنیادی یک نظام سیاسی تازه و یک آتش بس دائمی در افغانستان، کار می کند.

نکته چهارم اینکه امریکا از ترکیه خواسته است برای نهایی سازی توافق صلح، نشستی را با حضور حکومت افغانستان و طالبان برگزار کند. نقش تازه به ترکیه در پروسه صلح افغانستان برای بسیاری تعجب برانگیز است. پاکستان اما ممکن است از آن استقبال کند چون روابط نزدیک با انقره دارد.

سرانجام مسأله پنجم این است که دولت بایدن از سازمان ملل متحد خواسته است برای توسعه یک دیدگاه واحد نسبت به صلح افغانستان نشست وزرای خارجه کشورهای چین، روسیه، پاکستان، ایران و هند را برگزار نماید.

افراد کمی دوست دارند روی موفقیت این استراتژی شرط بندی کنند چون ریسک های سیاسی و تخریب کننده های زیادی در آن وجود دارد. ختم جنگ های داخلی کار آسانی نیست و بدون شک جنگ افغانستان که قدرت های خارجی زیادی در ان دخالت دارند نیز از این قاعده مستثنی نخواهد بود. در بسته پیشنهادی بایدن برای صلح افغانستان عناصری وجود دارد که مورد قبول حکومت فعلی افغانستان یا طالبان یا هر دوی آنها نیست.

کابل که برای کشاندن طالبان به پای میز مذاکره و در نهایت صلح انرژی و زمان زیادی را صرف کرده اینک پذیرفته است که این کار تنها اتلاف وقت است. طالبان علاقه ای به صلح ندارد، این گروه نمی خواهد پناه گاههای خود در پاکستان را رها کند یا سیستم اسلامی سخت گیرانه خود که قصد دارد در افغانستان تطبیق نماید را اصلاح کند. هر دو طرف یعنی حکومت افغانستان و طالبان با تقسیم قدرت در قالب دولت موقت مخالف هستند، دولتی موقتی که می بایست زمینه تدوین یک قانون اساسی تازه و برگزاری انتخابات برای روی کار آمدن یک دولت فراگیر مورد قبول برای همه را فراهم سازد.

در هر پروسه صلح، توافق روی دولت موقت و ترتیبات آینده و پایبندی به آنها همیشه کار سختی بوده است. مواردی چون «سطح واگرایی کنونی بین حکومت کابل و طالبان، منافع متضاد قدرت های منطقه ای، مخالفت داخلی با حضور نظامی بیشتر در افغانستان در امریکا» سبب شده دولت بایدن برای پیش برد صلح در افغانستان قدرت مانور محدودی داشته باشد. رئیس جمهور بایدن با این حال می تواند شانس خود را امتحان کند.

ابتکار عمل تازه دولت بایدن برای صلح افغانستان ممکن است نتواند جنگ چهل و دو ساله یا دو دهه دخالت نظامی امریکا در افغانستان را خاتمه دهد اما به طور حتم فصل تازه ای در تاریخ تراژیک معاصر افغانستان رقم خواهد زد. اگرچه طرح تازه امریکا برای صلح بین دولت کابل و طالبان با تردید هایی همراه است اما نباید فراموش کرد ساختار کنونی در کابل که بعد از نابودی طالبان در سال ۲۰۰۱ میلادی روی کار آمده، ناپایدار به نظر می رسد.

سخت است به این نتیجه نرسیم که تراتژدی در افغانستان ممکن است ادامه یابد. در چهار دهه اخیر، هیچ بحرانی به اندازه جنگ بی پایان افغانستان روی شرایط جنوب آسیا تاثیر نداشته است. در چهار دهه اخیر، افغانستان به ناچار بخش زیادی از شبه قاره را درگیر ساخته و در بخش های سیاست داخلی و روابط بین الملل تحولاتی را رقم زده است. هرگونه تغییر در ساختار سیاسی آینده کابل بدون شک سبب برخی پیامدهای مهم برای تمام همسایگان از جمله هند و پاکستان خواهد شد.

منبع