آیت الله محسنی ره، سد محکمی در مقابل تحجر مذهبی و روشنفکری افسارگسیخته

  • انتشار: ۱۴ اسد ۱۳۹۹
  • سرویس: اخبار مهم
  • شناسه مطلب: 90981

پروپاگاندا، یک روشی ارتباطی است که که در آن معلومات هماهنگ و جهت دار برای بسیح ذهنیت های عامه از طریق تبلیغات سیاسی و جناحی نشر می گردد؛ حزب سیاسی یا تیم های معینی، برای تطهیر دستان آلوده ای خودشان و تضعیف مخالف، دست به پروپاگاندا میزنند. در دوران پر التهاب صدر اسلام، هنگامی که عثمان به دست مردم مدینه ترور شد، مخالفان علی ع دست به شایعه سازی زدند و پیراهن عثمان را علم کردند که علی ع، قاتل عثمان است و قصاص گردد… اما علی ع از معدود شخصیت هایی بود که حسن و حسین ع را برای دفاع از عثمان فرستاده بود و آب و غذا برای عثمان می برد. دشمنان علی ع برای این که علی ع را از چشم مردم بیندازند، داستان سازی میکردند و بین مردم پخش می کردند، جوانان، پیران و کودکان بدون این که اصل قضیه را کنکاش کنند، باور می کردند. بعد از آن که خبر شهادت علی در دمشق پیچید و زمزمه شد که علی ع در حین نماز در محراب مسجد ترور شده است، شامیان با تعجب به هم نگاه می کردند و می پرسیدند «مگر علی نماز می خواند؟» دستگاه تبلیغاتی دشمن همواره فعال بوده و تاثیر هم گذاشته بود و امیر بیان امیر مومنان ع در نهج البلاغه در سخن حقی گفته است که، شئ باطل و جریان باطل هیچ گاه عربان به صحنه حاضر نمی شود بلکه با مخلوطی از حق، وارد عرصه می شود تا مردم فریب داده شود. در این روزها که مومنین سوگوار درگذشت بزرگمرد تاریخ آیت الله محسنی است، دستگاه تبلیغاتی مخالف دوباره فعال شده و پروپاگاندا را شروع کرده اند. خواستم در این مورد چند جیز را به عنوان وضاحت بنویسم، هرچند که مطمئنم معظم له حقایق گذشته را نوشته باشد.

۱ . آیت الله محسنی مطلقا دغدغه مذهبی داشت. هیچ کسی چه دوست یا دشمن آیت الله، این حقیقت را انکار نمی تواند که آن مرحوم فقط به دین و دیانت می اندیشید و در مرام و اندیشه ای او، نژاد و سمت و قومیت هیچگاه جایگاهی نداشت. این دغدغه سبب شد که افراد که دور و اطرافش بودند، نیز کمال احتیاط را در انجام مسایل دینی انجام دهند؛ این که یکی دوتن از طلاب حوزه خاتم النبیین ص، در این زمان با کمال وقاحت به شخصیت آیت الله میتازند، یکی از علت هایش همین است که نتوانستند قوانین سفت و سخت آیت الله را تحمل کنند، به عنوان مثال، زمانی که یک طلبه وارد حوزه علمیه خاتم النبیین ص می شد، آیت الله محسنی می گفت برای شما لازم است که نماز شب ترک نشود و حداقل در شب های جمعه حتما نماز شب را ترک نکنید و گرنه نشستن شما در این حوزه دارای اشکال است و قوانین مثل خواندن رساله عملیه و… وقتی یک کسی که مشکل اخلاقی دارد و نتواند این قوانین را تحمل کند، بعدا با زیر پا کردن مقررات اخراج می شوند و آغاز می کنند که آیت الله محسنی چنین و چنان است. یکی از این طلاب که الان به نمک نشناسی معروف است و به آیت الله فحش هم میدهد، روزی برای من گفت «رفیق من نهیلیست شده ام و به هیچ چیزی معتقد نیستم و نماز و روزه برای من مفهومی ندارد».

۲ . محسنی ستیز با الحاد کمونیستی. این که آیت الله محسنی ره عمری با قلم و قدم، ایدئولوژی پوشالی کمونیسم را نقد کرد، برهمگان مبرهن و هویداست و تاسیس یک حزب نیز برای مقابله با این جریان الحادی بود که می خواستند کمونیسم و سوسیالیسم را رنگ علمی بدهند؛ برای همین هدف بود که آیت الله محسنی ۱۴ سال در مقابل ارتش تا بن دندان مسلح شوروی ایستاد و بعد از آن که شوری شکست خورد و جنگ داخلی شروع شد، دشمنان آیت الله زیاد شد و تبلیغات مسموم کننده و ناروا را شروع کردند، علت قضیه آن بود که آیت الله می گفت ما عمری در مقابل مائویست و آتئیست و راسیست ها ایستادیم و جنگیدیم اما بعض احزاب رسما به این افرادی که به هیچ خدایی بنده نیستند، مقام و وظیفه داده است؟ این آغازی بود برای داستان سازی های دروغین که مع الاسف اتاق فکر مرحوم شهید مزاری را همین موجودات تشکیل میداد و از آن مرحوم استفاده می کردند؛ این تبلیغات زهرآگین را با آب و تاب بین مردم نشر کردند که بالاخره در قبل از ۲۳ سنبله که قرار بود احزاب دوباره آشتی به معنای واقعی کنند، اما این آدم ها فکر آشتی را از سر شهید مزاری بیرون کردند و گفتند باید غرب کابل از وجود غیر وحدتی ها پاکسازی گردد به قول عزیز رویش تصفیه غرب کابل شروع شد. در نزدیکی های فجر ۲۳ سنبله با سلاح سبک و سنگین به خانه های استاد اکبری، کاظمی، مدبر و دفاتر احزاب غیر وحدت هجوم بردند و داخل شدند کشتند، تاراج کردند و وحشت و دهشت عظیمی در غرب کابل به وجود آورند که سابقه نداشت… این کار و کردار این ها نه در کتاب خدا بود نه در سنت رسول و نه هیچ عقل سلیم انسانی آن را تایید می کرد. به اعتراف معلم عزیز رویش، دولت وقت چند وزارت از جمله وزارت امنیت را برای حزب وحدت پیشنهاد کرده بودند اما اینان گفتند ما از نوک تفنگ اگر نگیریم مزه ندارد لذا جنگ های خونینی مثل فاجعه افشار به وجود آمد و بعدا برای شستن گناه خودشان سند جعل کردند به مزاری دادند که انوری و جاوید و فلانی دست در شکست افشار داشتند…

۳ . ستیز با روشنفکری لجام گسیخته. آیت الله محسنی چون سد محکمی در مقابل هرجریانی ضد دین ایستاد و جانانه هم دفاع کرد و آنان را رسوا ساخت؛ روشنفکران هرزه که گاهی با لباس پیامبر ص با الفاظ دینی، تیغ به ریشه دین میزدند. مرحوم آیت الله حقیقت آنان را افشا کرد و آنان را «بی دینان مدرن» نامید افرادی که متون دینی را طبق امیال خودشان تفسیر می کردند و اگر جایی نمی توانستند جواب ارائه کنند، احادیث پیامبر را می گفتند مردود است و از قرآن و عقل… این جریانی بود که در دهه هشتاد بیشتر فعالیت می کردند. امروز که بعض نوجوانان یا جوانان، با خواندن چند رمان و کتاب های مقدماتی فلسفه، عینک روشنفکری میزنند و ارزشها را کنار می گذارند، و بشدت هم با آیت الله محسنی دشمنی می ورزند، علتش آنجاست که فعالیت های فرهنگی و علمی آن مرحوم را بزرگترین مانع سرراه خودشان میدانند.

۴ . ستیز با تحجر مذهبی. کم نیستند که امروز شبکه های مختلف ماهواره بنام دین و اهل بیت ع و هم چنان به نام اهل سنت و صحابه تاسیس شده و مقر شان در آمریکا و اروپاست و سخت هم با حضرت آیت الله محسنی دشمن اند و هتاکی و فحاشی از علایم معروف آنان است که شبکه های منتسب به شیعه، هرلحظه خلفا و صحابه و اهل سنت را فحش میدهند و شبکه های منتسب به اهل سنت هم شیعه را به عنوان رافضی و اهل بدعت، دشنام میدهند اما خصیصه مشترک شان دشمنی با آیت الله محسنی است که هردو جریان به آن مرحوم فحش میدهند. علت قضیه هم واضح است چون اینان مزدور و جواسیس سرویس های اطلاعاتی خارجی هستند که هدف شان ایجاد تفرقه و اختلاف و درگیری بین امت مسلمه است و اینان سخت در تلاش اند این آتش را شعله ور کنند؛ آیت الله محسنی کسی بود که با تاسیس شورای اخوت در سراسر کشور، به دهن هردو جریان مشت محکمی کوبید و ثابت کرد که علمای واقعی هیچگاهی باهم اختلافی ندارند و اعلان کرد که نودفیصد با اهل سنت مشترکاتی داریم که با ده درصد براحتی می توانیم کنار بیاییم.

۵ . مصلح بزرگ دینی. آیت الله محسنی از شاگردان مبرز مرحوم آیت الله خویی بود و با آشنایی کامل با مبانی دینی، وارد مباحث درون مذهبی شد و با مطالعه احادیث، فهمیده بود که رواج بسیاری از خرافات، ریشه در احادیثی دارد که آن احادیث همه مجعول و ساختگی هستند و سند درست ندارند و لذا با مطالعه بحار الانوار — که از نظر اخباریون قدیم و جدید، نوعی دایره المعارف بی نظیر شیعی است – قسمت اعظم آن را مردود اعلام کرد و با استفاده از مبنای رجالی خودش که با مبنای استادش مرحوم خویی مطابقت داشت، توانست بیش از چهل هزار حدیث را بررسی سندی انجام دهد و کتاب گرانسنگ «معجم الاحادیث المعتبره» را ماندگار تاریخ شیعی ساخت. امروز اگر عده ای به بهانه ای اینکه آیت الله محسنی منحرف بود – نعوذبالله – به او بدوبیراه می گویند، علت اش همین است و گرنه این اعتراض و انتقاد متوجه شخص آیت الله خویی و بقیه شاگردانش هم هست.

اخیر اینکه امام علی در یک جا از روزگار گلایه میکند میفرماید روزگار مرا پایین آورد و پایین آورد تا حدی که اسمم با اسم معاویه ردیف قرار گرفت گفتند علی و معاویه… علی که باید اسمش بعد نام پیامبر می بود… روزگار، در حق آیت الله محسنی نیز چنین نامردی را انجام داد او که نامش باید همردیف اسامی شیخ الطایفه و حلی ها و خویی ها می بود، اسمش با اسامی افرادی ردیف قرار گرفت که ذره سواد فقه و فقاهت نداشتند فقط جنگ و نزاع بلد بودند.

علی ظفر یوسفی