آنچه خالد و صالح باید انجام دهند

  • انتشار: ۱۰ جدی ۱۳۹۷
  • سرویس: تیتر 2
  • شناسه مطلب: 51762

قرار گرفتن سکان وزارتخانه های امنیتی و دفاعی به دست آقایان خالد و صالح واکنش های غالبا عاطفی و احساسی کاربران شبکه های اجتماعی را در پی آورده و خوشبینی های کثیری از هموطنان را برانگیخته است. استقبال مردم از تصدی دو مقام جدید بیش از آنکه معطوف به مدیریت موفق آنها در پست های پیشین شان باشد، ناظر به مواضع ضد پاکستانی و ضد طالبانی آنان است وگرنه رویدادهای تروریستی در زمان ریاست صالح‌ و خالد بر دستگاه اطلاعاتی نیز کم شمار نبود.
وزیران دفاع و داخله جدید هرچند از برخی جهات نسبت به اسلاف شان متفاوت اند، اما توقع اینکه در کوتاه مدت تغییرات چشم گیری در وضعیت امنیتی کشور پدید آورند، غیر‌ واقع بینانه به نظر می آید. حملات نیروهای امنیتی بر مخالفان مسلح در این اواخر البته قسما با کامیابی هایی همراه بوده که بطور نمونه‌ می توان کشته شدن فرمانده کل نیروهای‌ نظامی طالبان در هلمند‌ و سخنگوی‌ داعش در ننگرهار و عقب راندن مخالفان از حومه لشکرگاه را یادآوری کرد اما کسب موفقیت های بیشتر در میدان نبرد و اتخاذ موضع مقتدرانه در مذاکرات احتمالی صلح در برابر مخالفان مستلزم این است که علاوه بر ایجاد اصلاحات در شیوه رهبری، و تقویت انسجام و همسویی درونی نهادهای امنیتی، سیاست خارجی دولت نیز در ذیل منافع و مصالح ملی و به دور از احساسات زودگذر طراحی گردد؛
از یاد نبرده ایم که رییس جمهور سابق خطاب به پاکستان رجز‌ خواند که «گر ندانی غیرت افغانی ام/ چون به میدان آمدی میدانی ام».
مادامی که سایه سیاه و سنگین خط دیورند بر روابط افغانستان و پاکستان و ادعای ارضی بر ثلث خاک همسایه جنوبی پابرجا باشد، تجدید نظر در سیاست پاکستان مبنی بر قطع حمایت از اپوزیسیون مسلح افغانستان را انتظار نداشته باشیم.
به گمان من سخنان امروز‌ آقای خالد بیش از آنکه بازتابی از واقعیات جاری در کشور باشد، مانند رجزخوانی های آقای کرزی متکی بر عواطف و احساسات بود. وقتی سربازان ما گروه گروه‌ به کام و دام مرگ می روند و روزها در محاصره می مانند بدون اینکه برای نجات و تجهیزشان اقدامی صورت پذیرد، تردیدی نمی ماند که ارگان های امنیتی ما قبل از آنکه به ماموریتی سخت برای کشتن دشمن ‌در پناهگاه های شان در ورای مرزهای مان بروند، نیازمند باور و انگیزه و هدفی موجه می باشند. وقتی پست های وزارت داخله خریداری می شود و هر روزه قطاری طویل از وکیل و شبه وکیل جلوی دفتر وزیر و معین ارشد صف می بندد تا ساتنمن و افسری را به پستی بگمارند، و آنگاه که صاحب منصبی لایق به دلیل تعلق به قومی خاص در سازمان مربوطه مورد وهن و توهین قرار می گیرد، سخن گفتن از شکست دشمن در پناهگاه های شان به خیال نسب می برد تا واقعیت.
امید است خالد و صالح همان‌گونه که‌اعلام داشته اند قبل از هر چیزی اعتماد و انگیزه نیروهای تحت امرشان را بازسازی کنند تا آنان بدانند که برای چه و در راه کدام ارزش دینی و میهنی جان شان را به مخاطره می افکنند!

هادی رحیمی زاده