خراسان، سرزمین نیاکان من

  • انتشار: ۱۸ ثور ۱۳۹۷
  • سرویس: اجتماعی
  • شناسه مطلب: 41288

بعد از جنجال های اخیر در مورد توزیع تذکره های برقی و درج واژه افغان در آن، که با واکنش های زیادی در جامعه روبرو بوده است. تعدادی از سیاستمداران از جمله پدرام خواهان تغییر نام افغانستان به خراسان شده است. در نوشته زیر شرح ماجرای تغییر اسم خراسان به افغانستان به رشته تحریر در آمده است.

خراسان، نامی آشنا برای اهل ادب و فرهنگ است. کمتر کسی است که اهل سواد باشد اما اسم خراسان را نشنیده و به آن عشق نورزیده باشد. قدمت کلمه خراسان به قبل از اسلام برمی‌گردد. خراسان در زمان ساسانیان و اوایل دوره اسلامی، اغلب به منطقه‌ای بسیار بزرگ اطلاق می‌شد که نه تنها مناطق فعلی خراسان در ایران، بلکه همه سرزمین‌های شرقی، از هرات گرفته تا قندهار، بلخ، غزنی و تا کرانه‌های کابل قدیم را در بر می‌گرفت.

در منابع تاریخی، محدوده خراسان، با قبض و بسط همراه بوده ولی بیشتر خاک سرزمینی که اکنون افغانستان نامیده می‌شود، جزء خراسان شمرده شده است. خراسان که به معنای «مطلع شمس» یا محل «طلوع خورشید» است، تا منتها علیه بدخشان افغانستان و تاجیکستان و حتی قسمت زیادی از خاک‌های ازبکستان و ترکمنستان فعلی را نیز شامل می‌شده است.

شاهانی که در سرزمین فعلی افغانستان حکمرانی می‌کردند، نیز خود را حاکم و شاه خراسان می‌نامیده‌اند. شاعرانی چون «عنصری»، «منوچهری»، «ناصرخسرو»، «خاقانی» و حتی «سعدی»، از سرزمینی به اسم خراسان یاد کرده‌اند که اکنون افغانستان یاد می‌شود. مورخین و جغرافیه نگارانی مثل «ابن خرداذبه»، «یعقوبی»، «طبری»، «ابن اثیر»، «استخری»، «ابن حوقل»، «مقدسی» و «حمدالله مستوفی» نیز در آثارشان از خراسان و موقعیت آن بحث کرده‌اند. سرزمین خراسان تا پس از «احمدشاه درانی» و فرزندش «تیمورشاه» نیز خراسان نامیده می‌شد اما ۲۰۰ سال پیش با پدیدار شدن سایه شوم استعمار، اسم خراسان نیز کم‌رنگ شد و جای آن را افغانستان گرفت. البته «سیف هروی» در قرن ششم هجری در کتاب «تاریخ‌نامه هرات»، از افغانستان اسم برده است اما منظور او از افغانستان، «کوه‌های سلیمان» در مناطق قبایلی در پاکستان فعلی بوده است. یکی از منابع مهمی که در آن رد پای انگلیس برای تغییر اسم خراسان به افغانستان دیده می‌شود، کتاب «افغانان» یا «گزارش سلطنت کابل» نوشته «مونت استوارت الفنستون» است. الفنستون کسی است که در سال ۱۸۰۸ میلادی یعنی ۲۱۰ سال پیش به خراسان آمد و اطلاعات فراوانی را برای دولت بریتانیا جمع‌آوری کرد. الفنستون درباره سرزمینی که بعداز سفر او، افغانستان نامیده شد، نوشته است:

“نامی که توسط ساکنان سرزمین، بر تمام کشور اطلاق می‌شود، خراسان است.”(۱)

او سپس به هویت حاکمان کابل اشاره کرده و آنان را خراسانی نامیده است:

“اکنون حکومت در دست افغانان از قبایل مختلف است که در آن دُرانیان نیرومندترند. آنان همه افغانان سنی خراسانی‌اند.(۲)

الفنستون، در شرح حدود و جغرافیای سکونت‌گاه پشتون‌ها نوشته است:

“بیشتر بخش‌های سرزمین افغان در منطقه مهم و بزرگ خراسان داخل است.”(۳)

به رغم آن که الفنستون، پشتون‌ها یا افغانان را خراسانی و سرزمین شان را خراسان نامیده اما از آنجا که او برای یک مأموریت فوق سری و محرمانه به خراسان آمده بود، وظیفه داشت که اسم خراسان را به افغانستان تغییر دهد. او در گزارش خود که به لندن ارسال کرد، پس از شرح حدود خراسان یا سرزمین پشتون‌ها، محیلانه نوشته است:

“افغانان نام عمومی برای کشورشان ندارند اما افغانستان که محتملاً نخست در ایران به کار برده شده؛ مکرر در کتاب‌ها آمده است و اگر به کار رود برای مردم آن سرزمین[خراسان] ناآشنا نیست. بنابراین من این نام را برای کشوری به کار خواهم برد که هم اکنون حدود آن را شرح دادم.”(۴)

دقیقاً پس از ارسال گزارش الفنستون به لندن و هند بود که حاکمان بریتانیای کبیر و نمایندگان آنان، در سخنرانی‌ها و همچنین هنگام قراردادهای خود با نوادگان احمدشاه درانی و امیردوست محمدخان، اسم افغانستان را درج کردند. این‌گونه بود که کمتر از ۲۰۰ سال پیش، کلمه افغانستان، جایگزین خراسان گردید.

منبع و مأخذ:

(۱) افغانان، استوارت الفنستون، ترجمه محمد آصف فکرت، صفحه ۱۵۸، بنیاد پژوهش‌های آستان قدس رضوی، مشهد ۱۳۷۶ خورشیدی

(۲) همان منبع، صفحه ۵۵۲

(۳) مدرک قبلی، صفحه ۱۰۵

(۴) سند پیشین، همان صفحه

محمد مرادی

اشتراک گذاری:
لینک کوتاه:

نظرات(۰ دیدگاه)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *