۸۰۰ روز مداخله نظامی در یمن؛ آیا عربستان به هدف خود رسید؟

  • انتشار: ۱۷ جوزا ۱۳۹۶
  • سرویس: پارلمان
  • شناسه مطلب: 24973

ائتلاف تحت رهبری عربستان در ۲۵ مارس ۲۰۱۵ برابر با ۶ فروردین ۱۳۹۴ طی عملیاتی موسوم به “عملیات قاطعیت”( عملیه عاصِفه الحزم) یمن را از زمین و هوا آماج حملات خود قرار داد.

۸۰۰ روز از این تجاوز یعنی حدود دو سال و سه ماه می گذرد و این امر فرصتی شد تا مروری داشته باشیم برای دلایل این تجاوزگری و اینکه آیا عربستان توانست در دو عرصه سیاسی و نظامی به اهداف اعلام شده خود دست یابد یا خیر؟

اهداف اصلی و اعلام شده عربستان از جنگ یمن بر اساس موضع رسمی این کشور در عرصه سیاسی بازگرداندن مشروعیت قدرت به “عبدربه منصور هادی” و وادار کردن انصار الله به خروج از شهرهای یمن از جمله صنعا و خلع سلاح این جنبش بود.

آنها از همان ابتدا یکی از دلایل اصلی جنگ را بازگردان منصور هادی به قدرت عنوان کردند و سعی کردند در بیان مواضع رسمی و نیز رسانه های خود، به قدرت رسیدن انصار لله را غیرقانونی جلوه دهند و از آن سو تمام تلاش خود را به کار گرفتند که بار دیگر مهره اصلی خود را به قدرت برسانند. رسانه های تحت امر عربستان از انصار الله تحت عنوان شبه نظامیان و دولت غیرقانونی یاد می کردند و در مقابل دولت فراری و در تبعید هادی را دولتی مشروع وقانونی خواندند و بر حمایت همه جانبه از آن تاکید کردند.

در عرصه نظامی یکی دیگر از اهداف اعدام شده عربستان وادارا کردن انصار الله و مقاومت یمن به خروج از شهرهای اصلی یمن بود که به کنترل این جنبش در آمده بود. سعودی ها و ائتلاف تحت رهبری این کشور از همان ابتدا شرط صلح و برقراری آتش بس را خروج فوری انصار الله و نیروهای مقاومت از شهرهای یمن از جمله صنعا عنوان کردند. سعودی ها تلاش داشتند در این حمله با هدف قرار دادن مراکز نظامی یمن، آنها را وادار به تسلیم کنند.

عربستان در ورای این خواسته ها یک هدف بلندمدت را هم دنبال می کرد و آن خلع سلاح گروه‌های مقاومت در یمن بود تا از این طریق آنها را زمین گیر کرده و با بازگردان مهره اصلی خود در یمن ، عملا مقدرات این کشور را در دست گرفته و برنامه های بعدی خود را در این کشور پیاده کند.

البته آنها دنبال یک هدف اعلام نشده در یمن بودند و حتی در رسانه‌های خود به نحوی آن را ابراز می داشتند و آن ترس از تشکیل یک نیروی همچون حزب الله و مقاومت لبنان در کنار مرزهایش در یمن بود، آنها از یک نیروی همچون حزب الله لبنان نزدیک مرزهای خود که از نظر فکری و ایدئولوشی به ایران نزدیک باشد می ترسیدند که در این زمینه نیز عملا نتوانستند کاری از پیش ببرند و رژیم سعودی در صورت صلح و کنار آمدن با انصار الله نیز چاره ای جز کنار آمدن با این جنبش ندارد و این جنبش ریشه دار در یمن از صحنه سیاسی این کشور قابل حذف نیست.

البته سعودی‌ها یک سری اهداف اعلام نشده ای دیگری نیز در یمن دنبال می کردند که می توان به این موارد هم اشاره کرد : جلوگیری از نفوذ منطقه ای ایران که هر روز شاهد گسترش این نفوذ (معنوی) در بین این کشورها از جمله یمن هستیم و هراس سعودی از گسترش نقش منطقه ای ایران در یمن حتی در این رابطه هر از گاهی ادعای ارسال سلاح از سوی ایران به انصار الله را مطرح می کردند.

تضعیف جایگاه و موقعیت شیعیان در یمن و در مقابل تقویت جایگاه گروههای وابسته به خود در این کشور. تقویت جایگاه شیعیان یمن بالطبع موجب تقویت جایگاه شیعیان عربستان خواهد شد و این چیزی نبود که خوشایند این رژیم باشد.

رژیم سعودی که نتوانست در عرصه نظامی به اهداف مورد نظر خود دست یابد در پاره ای از همین دوره هم سعی کرد که از خود چهره ای انسانی و ضد جنگ در عرصه بین الملل به نمایش بگذارد و تلاش کرد که از راه دیپلماسی و گفت‌وگو اهداف خود را پیش ببرد.

عملیات موسوم به طوفان قاطعیت که از نظر ناظران سیاسی به اهداف اولیه خود نرسیده بود، پس از ۲۷ روز در تاریخ ۲۱ آوریل ۲۰۱۵ میلادی با اعلام آتش‌بس از سوی عربستان پایان یافت. عربستان سعودی با ادعای اینکه به اهداف خود مانند انهدام موشک‌های انصارالله، در این عملیات رسیده است، از شروع عملیات سیاسی (احیای امید- عملیه إعاده الأمل) برای بازگشت منصور هادی به قدرت خبر داد.

ولی انصار الله و مقاومت یمن با افشای خواسته های زیاده خواهانه و نامعقول عربستان زیر بار خواسته های این رژیم نرفتند و همان طور که شاهدیم این جنگ تا به امروز ادامه دارد و زیر ساخت های این کشور همچنان زیر حملات این رژیم قرار دارد؛ جنگی که هزاران نفر از زنان و کودکان یمنی زیر آوارهای ناشی از بمباران و گلوله باران منازلشان، به خاک و خون کشیده شده و ده‌ها هزار نفر را آواره کرد و علاوه بر این ، این جنگ، یمن را تحت محاصره شدید هوایی، زمینی و هوایی قرار داد.
در عرصه نظامی این رژیم با داشتن تسلیحات مدرن و نابرابر در برابر یک کشور فقیری همچون یمن شکست خورده و به دلیل ناتوانی برای ورود به جنگ تمام عیار نامتقارن تنها به جنگ هوایی بسنده کرده و حتی در جنگ زمینی نیز به نیروهای اجاره‌ای و حتی کمک گرفتن از گروههای تروریستی و تکفیری متوسل شده تا به اهداف مورد نظرخود دست یابد.

این جنگ علاوه بر اینکه عربستان را به هدف مورد نظر خود درعرصه نظامی نرساند در عرصه سیاسی نیز ماهیت تجاوزکارانه این رژیم را برای  کشورهای دیگر منطقه به خصوص حتی متحدین این کشور روشن کرد به طوری که کشوری مثل قطر راضی نیست زیر بار خواسته های این رژیم برود.

از سوی دیگر بر خلاف آنچه که عربستان سعودی ادعا می کند که بیشتر اهداف نظامی را هدف قرار داده بیشتر این حملات بر بخش غیرنظامی و اداری متمرکز بوده است و طی این حملات زیر ساخت های این کشور را کامل نابود کرد و خسارت های سنگینی بر این کشور فقیر که از بیکاری و فقر رنج می‌برد، وارد کرد.

بر اساس گزارش یک مرکز حقوقی” المرکز القانونی للحقوق والتنمیه” ۳۳ هزار و ۳۹۵ نفر در این تجاوز شهید و زخمی شدند. ۱۵ فرودگاه و ۱۴ بندر هدف این حملات قرار گرفت. ۱۷۳۳ پل و جاده و ۳۶۸ انبار مواد غذایی و شبکه آبرسانی و ۱۶۲ نیروگاه برق و۳۵۳ شبکه ارتباطات در این تجاوز مورد هدف قرار گرفت و خسارت دید. بر اساس این گزارش، در بخش اجتماعی بیش از ۴۰۴ و ۴۸۵ باب منزل و نیز ۷۴۶ مسجد و ۷۵۷ مرکز آموزشی و ۲۹۴ بیمارستان و مراکز درمانی و ۲۶ مرکز رسانه ای کاملا نابود شد.

در این تجاوز همچنین یک هزار و ۶۳۳ مرکز دولتی، ۶۷۶ انبار مواد غذایی ، ۵۲۸ خودروی حامل مواد غذایی و ۵۵۲ بازار و مجتمع تجاری و ۳۱۸ مرکز و جایگاه سوخت رسانی و ۲۴۲ خودروی سوخت رسانی و ۲۸۲ کارخانه و دوهزار و ۷۶۲ خودرو وسیلقه نقلیه در این حملات هدف متجاوزان به این کشور قرار گرفتند.

تجاوزگران حتی از هدف قرار دادن مراکز پرورش طیور و نیز مراکز آثار باستانی این کشور نگذشتند و طی این مدت ۲۲۱ مزارع پرورش طیور و یک هزار و ۷۸۴ مرکز زراعی و کشاورزی و ۲۰۷ آثار باستانی و ۲۳۰ مرکز گردشگری را هدف گرفتند.

این رژیم در سایه سکوت کشورها و نهادهای مدافع حقوق بشر از ورود هرگونه کمک‌های بشردوستانه بین المللی و وسایل ضروری برای زندگی به یمن جلوگیری کرد به طوری که این کشور به دلیل نرسیدن داور و لوازم پزشکی از بیماری “وبا” و دیگر بیمارهای واگیردار رنج می برد و جان هزاران یمنی را تهدید می‌کند.

با توجه به مواردی که مطرح شد عربستان در دو عرصه هم آغاز جنگ و نیز تداوم ناکام مانده نتوانسته به اهدافی که از پیش برای خود طراحی کرده بوده دست یابد عربستان نتوانست در طول این جنگ مهره اصلی خود را به قدرت بازگرداند و خلع سلاح انصار الله هم عملا محقق نشد و بیشتر کشور و نقاط حیاتی و استراتژیک یمن در دست انصارالله است.

این جنگ پیامدهای جبران ناپذیری را برای این رژیم در عرصه منطقه‌ای و بین‌المللی به بار آورده است که نتایج آن هم اکنون سرباز کرده و باید منتظر نتایج آن در آینده هم باشیم.

این در حالی است که کورسویی از امید هم برای پایان دادن به این جنگ نابرابر قابل تصور نیست زیرا عملا تحرکی از جانب کشورهای دخیل این پرونده و نیز مجامع بین‌المللی دیده نمی‌شود.

حسن رستمی

اشتراک گذاری:
لینک کوتاه: atlaspress.af/?p=24973

نظرات(۰ دیدگاه)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *