گزارشی از رواجی عجیب به نام سولوگامی یا (ازدواج با خود)!

  • انتشار: ۱۴ دلو ۱۳۹۶
  • سرویس: بین الملل
  • شناسه مطلب: 36535

در دهه‌های اخیر نرخ ازدواج در غرب به نسبت قابل توجهی کاهش یافته است و فقط نیمی از بزرگ‌سالان آمریکا ازدواج‌کرده‌اند. در سال ۱۹۶۰، ۷۲ درصد بزرگ‌سالان ۱۸ سال به بالا ازدواج‌ کرده بودند، در حالی که امروزه تنها ۵۱ درصد افراد این گروه سنی ازدواج کرده‌اند.

سن متوسط ازدواج برای زنان به ۲۶.۵ و برای مردان به ۲۸.۷ رسیده است. آمارهای اتحادیه اروپا نیز نشان می‌دهد که از سال ۱۹۸۵، تعداد زنان متأهل ۳۰ تا ۴۰ ساله در بیشتر کشورها (به ‌جز چین و هند) به ‌شدت در حال کاهش است. با این حال در طول قرن‌ها همواره یک الگوی ثابت برای ازدواج در همه جای دنیا وجود داشته اما امروزه الگوهای جدید و بعضا عجیبی از زندگی در غرب رواج یافته است.

سولوگامی(SOLOGAMY) یکی از الگوهای جدیدی است که در آن فرد با خود ازدواج می‌کند. این روند در حال رشد، بیشتر در کشورهای جاپان، استرالیا، تایوان، انگلیس و ایالات‌متحده مشاهده ‌شده است.

لیندا بیکر  نخستین فردی بود که در سال ۱۹۹۳ به «ازدواج با خود» دست زد. همچنین بوردیو از جمله اولین زنانی است که بعد از طلاق در سن سی‌ سالگی، ازدواج با خود را انتخاب کرد. وی اظهار کرد که این کار او را به رویایی رسانده که در ازدواج اول خود به آن دست نیافته بوده است. بوردیو به مخالفت‌هایی که نزدیکان او با این کار داشته‌اند اشاره کرده و در پاسخ به آنان گفته است: “مجبور نیستید به مراسم ازدواجم بیایید!”

در دهه ۱۹۹۰ ازدواج با خود روندی آرام و کاملا حاشیه‌ای بود و تنها عده معدودی از زنان غربی با این پدیده آشنا بودند. اما در دهۀ بعدی این پدیده به وسیلۀ یک سریال تلویزیونی در سال ۲۰۰۳، به جامعه معرفی شد. شخصیت اصلی داستان در مورد ازدواج با خود فکر می‌کرد. کری برادشاو بعد از اعتراض به این‌که دوستان متأهل او هرگز برای تصمیم او برای مجرد ماندن جشن نگرفته‌اند، ایده ازدواج با خود را به‌طور مستقیم مطرح کرد.

به تدریج و بعد از گذشت دو دهه از ابداع چنین روشی برای زندگی، این موضوع تاحد زیادی در برخی جوامع مدرن فراگیر شده است که حتی سازمان‌های دولتی نیز بدان توجه نموده‌اند. در همین راستا “افق‌های سیاست کانادا” (یک سازمان دولتی که مسئول تصمیم‌گیری در مورد سیاست‌های عمومی این کشور است)، به این موضوع توجه کرد و درباره آن نوشت: “تا زمانی که افراد بیشتری زندگی مجردی را انتخاب می‌کنند، مهمانی‌ها و مراسمات مذهبی بیشتری برای مشروعیت بخشیدن به این انتخاب پدیدار خواهد شد. در کشورهای صنعتی تعداد بی‌سابقه‌ای از زنان سی ‌ساله و بالاتر زندگی می‌کنند که با انتخاب الگوی ازدواج با خود، شورشی نمادین را علیه رویکرد قدیمی جامعه برای فشار به زنان مجرد و وادار کردن آنان به ازدواج شکل داده‌اند.

ازدواج باخود در دید کارشناسان و افراد مختلف دارای یک وجه مشترک است، «خود شیفتگی» محور اصلی این پدیده است. در همین راستا کریستوفر لاش، نویسنده و منتقد فرهنگی در کتاب پرفروش خود با عنوان “فرهنگ خودشیفتگی” که بر اساس مقاله کلاسیک زیگموند فروید با نام «در مورد خودشیفتگی» نوشته ‌شده، ازدواج با خود را یک پیامد منطقی از خودشیفتگی دانسته است. خودشیفتگی به عنوان احساس خودبزرگ‌بینی و عشق بیش‌ از حد به خود تعریف شده است.

واژه “خودشیفتگی” از نام یک اسطوره یونانی به نام نارسیس گرفته‌ شده است. او یک مرد جوان، زیبا و خوش‌تیپ بود که تمام دختران عاشق او می‌شدند. اما نارسیس بر اساس احساساتی ویژه تنها خودش را جذاب می‌دانست و به دخترانی که عاشق او بودند توجه نمی‌کرد. سرانجام یک روز در حالی که در جنگل قدم می‌زد، برای نوشیدن آب از برکه‌ای توقف کرد. در این هنگام با دیدن تصویر خود در برکه، به گونه‌ای محو تماشای چهرۀ خود شد که در برکه افتاد و غرق شد.

در عصر حاضر عنصر اصلی جامعه، که ما را در زمان سختی‌ها و مشکلات حفظ کرده، در حال نابودی است. در طول قرن‌ها خانواده جامعه انسانی را از اضمحلال حفظ کرده است. لاش خانواده را به عنوان «پناهگاهی در دنیای بی‌عاطفه» توصیف کرده است. در همین راستا این تاریخدان و منتقد اجتماعی توضیح می‌دهد: “بهترین امید بلوغ عاطفی در شناخت نیازها، وابستگی به افرادی است که از ما جدا هستند. این یعنی دیگران نه به‌عنوان وسیله‌ای برای رسیدن به خواسته‌های ما، بلکه به‌عنوان موجودات مستقلی با خواسته‌های مخصوص خود تعریف می‌شوند. به طور عام، این موضوع به پذیرش محدودیت‌ها از طرف ما بستگی دارد. این دنیا فقط برای ارضای نیازهای ما به وجود نیامده، بلکه دنیایی است که ما می‌توانیم لذت و معنا را پیدا کنیم و دریابیم دیگران نیز حقی برای چیزهای خوب دارند. روانکاوی تصدیق کرده است که تنها راه دستیابی به شادی پذیرش محدودیت‌هایی است که حقیقت آن در روح تسلیم و شکرگزاری است. ”

ربکا تریسر، نویسنده کتاب «تمام خانم‌های مجرد، زنان مجرد و ظهور یک ملت مستقل» با جانبداری از این ایده گفته است: در نسل‌های پیاپی، فشار اجتماعی و اقتصادی زیادی روی زنان وجود داشت که آنان را مجبور می‌کرد برای ثبات زندگی خود، به ازدواج دست بزنند. شخصا به‌عنوان کسی که برای سال‌های طولانی زندگی متأهلی داشته‌ام، می‌دانم نوعی تأکید بر ازدواج وجود دارد که بسیار ناعادلانه است. فرهنگی برای تداوم ازدواج شکل‌ گرفته است که آن را هیجان‌انگیزترین اتفاقی معرفی می‌کند که در زندگی هر کس رخ می‌دهد. با این حال اگر با خودتان ازدواج کنید، می‌توانید بگویید زندگی من همان لذتی را دارد که افراد متاهل تجربه می‌کنند.

در دهه‌های اخیر روندهای مخالف ازدواج سنتی در غرب به گونه‌ای رشد کردند که در نهایت در سال ۲۰۱۴ پاپ فرانسیس یک اجلاس بین‌المللی به نام «بشریت: مکمل بودن زن و مرد» را در رم ایتالیا راه‌اندازی کرد. در این اجلاس سخنرانانی از ملل و سنت‌های مذهبی گوناگون از سراسر جهان جمع شدند تا زیبایی روابط بین مرد و زن را دوباره بررسی و از ازدواج و زندگی خانوادگی حمایت کنند.

اشتراک گذاری:
لینک کوتاه: atlaspress.af/?p=36535

نظرات(۰ دیدگاه)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *