قطر و ماجراها/ مبحثی با محور طالبان

  • انتشار: ۱۹ جوزا ۱۳۹۶
  • سرویس: بین الملل
  • شناسه مطلب: 24165

این یادداشت در حالی نگاشته می‌شود که قطر در وضعیت فوق‌العاده بسر می‌برد. ماجرا از آنجا شروع شد که عربستان سعودی، مصر، بحرین و امارات صبح دوشنبه ۱۵ جوزا اعلام کردند کلیه روابط خود را با قطر قطع می‌کنند که چنین هم کردند. بهانه آنان برای تأدیب قطر، متهم کردن دوحه به حمایت از تروریسم، سرپیچی از سیاست‌های شورای همکاری خلیج فارس و همسویی با ایران، گفته شده است.

قطر یک کشور کوچک اما ثروتمند در شرق شبه‌جزیره عربستان است. این کشور دو میلیون ۳۰۰ هزار نفری که فقط ۱۱ درصد جمعیت آن قطری هستند، بیشتر درآمد خود را از بابت فروش نفت و گاز دارد.

درآمد بالای گاز و جمعیت کم در این کشور یک ساختار رفاهی بی‌نظیری برای شهروندان قطری ایجاد کرده است. درآمد سرانه این کشور حدود ۱۳۰ هزار دالر است که این کشور را در رتبه اول جهان قرار می‌دهد. برای مقایسه، درآمد سرانه ناروی ۶۹ هزار دالر و در افغانستان تنها ۵۰۰ دالر و در صورت خوشبینانه، کمی بیشتر از ۵۰۰ دالر است.

آینده قطر قابل پیش‌بینی نبوده ولی تصور می‌شود که از ۵ حالت خارج نیست.

۱- قطر به عربستان تسلیم می‌شود و از خواسته‌های این کشور بدون چون و چرا تبعیت می‌کند.

۲- قطر برای بیرون رفت از بحران دست به دامان آمریکا می‌شود و مثل عربستان یک معامله چندین میلیارد دالری با واشنگتن انجام خواهد داد.

۳- قطر برای همیشه از اتحادیه عرب و شورای همکاری خلیخ فارس جدا گردیده و به محور روسیه، ایران، سوریه و حزب‌الله خواهد پیوست.

۴- احتمال دارد که بن بست بحران قطر با یک کودتای غافلگیرکننده به پایان برسد.

۵- برخورد نظامی از دیگر اتفاقات غیرمترقبه برای قطر خواهد بود.

به هر حال آنچه مهم است، هر کدام از این گزینه‌ها، رابطه افغانستان با قطر و رابطه دوحه با مخالفان مسلح دولت افغانستان را نیز متأثر خواهد کرد. در ۱۰ سال گذشته، قطر نیز یکی از طرف‌های ذیدخل در قضیه افغانستان به خصوص مذاکرات صلح این کشور است.

داستان از اینجا شروع شد که  طالبان در نهم اسد سال ۱۳۸۸ یک سرباز آمریکایی به اسم «باوبریکدال» را در ولایت پکتیکا اسیر کردند. همزمان با آن تلفات نیروهای آمریکایی نیز در افغانستان افزایش یافت که کاخ سفید ناگزیر شد، مذاکرات با طالبان را نیز در استراتژیک خود قرار دهد. طبق اظهارات ایمل فیضی سخنگوی سابق حامد کرزی، آمریکا و طالبان در سال ۱۳۹۰ درباره ایجاد دفتر طالبان در قطر، به توافق رسیده بودند اما آمریکایی ها دولت افغانستان را در جریان قرار ندادند.

طالبان در ۱۳ جدی سال ۱۳۹۰ درباره مذاکرات با آمریکا، بیانیه منتشر کردند. در بیانیه با اشاره به دفتر طالبان در قطر گفته شده بود که طالبان برای گشایش دفتر سیاسی خود در دوحه، با قطر و طرف‌های دیگر مذاکره کننده به توافق رسیده اند.

البته در این بیانیه به تاریخ افتتاح دفتر طالبان در قطر اشاره نشده بود. پس از آن که دولت افغانستان با ایجاد دفتر طالبان در قطر مخالفت کرد، موضوع گشایش دفتر طالبان در قطر به تاخیر افتاد و روابط دوحه و کابل نیز تا حدودی مکدر شد.

در آن زمان تیره‌گی روابط دولت افغانستان و آمریکا و خودداری طالبان از مذاکرات با دولت افغانستان، باعث شد که کابل نسبت به دفتر طالبان در قطر، مشکوک شود. در همین راستا زلمی رسول وزیر خارجه وقت افغانستان در جدی سال ۱۳۹۱ با حضور در پارلمان افغانستان گفت که دفتر طالبان در قطر، فقط برای مذاکرات صلح گشایش خواهد یافت.

وی گفت که این دفتر برای فعالیت‌های سیاسی طالبان نبوده و تا زمانی هم گشایش نخواهد یافت که طالبان برای مذاکره با دولت افغانستان حاضر نشوند. همزمان با این، وقتی که حامد کرزی در جدی سال ۱۳۹۱ عازم آمریکا شد، سخنگوی او بیان داشت که موضوع دفتر طالبان در قطر، محور گفتگوهای رئیس جمهور افغانستان با مقامات کاخ سفید است.

سرانجام دولت افغانستان در آن زمان، طبق شرایط خاصی با ایجاد دفتر طالبان در قطر توافق کرد. این دفتر در ۲۸ جوزا سال ۱۳۹۲ در دوحه افتتاح شد اما دولت افغانستان با آرم و پرچم طالبان مخالفت کرد. طالبان نیز سرانجام در ۱۸ سرطان همین سال دوباره دفتر خود را بستند. این موضوعات در حالی رخ داد که بین اعضای دفتر طالبان در قطر نیز اختلافات به وجود آمده بود. بر اثر همین اختلافات بود که «سید طیب آغا» از سرپرستی این دفتر کناره گیری کرد.

دفتر سیاسی طالبان در حال حاضر به صورت غیررسمی فعالیت می‌کند. اعضای آن از سال ۱۳۸۹ در قطر بسر می‌برند و از همانجا فعالیت دیپلماسی انجام می‌دهند. به رغم آن که تعداد دقیق طالبان و اعضای خانواده‌های آنان در قطر اعلام نشده ولی با توجه به رفت و آمدها و سفرهای روزافزون اعضای خانواده‌های طالبان به دوحه، تخمین زده می‌شود که تعداد آنان به بیش از ۱۰۰ نفر برسد. نکته‌ای که در این میان حایز اهمیت است، نمایندگان طالبان و خانواده‌های آنان، در بهترین وضعیت رفاهی در دوحه زندگی می‌کنند.

هزینه سرسام‌آور زندگی مرفه طالبان و خانواده‌های آنان توسط دولت قطر پرداخت می‌شود که ماهانه به میلیون‌ها دالر می‌رسد. در صورت بحران فراگیر سیاسی و اقتصادی در قطر، شماره معکوم برای پایان زندگی مرفه نمایندگان طالبان نیز آغاز خواهد شد. طبیعی است که دولت قطر به خاطر مشکلاتی که در آغازین روزهای آن قرار داریم، از پرداخت هزینه‌های دفتر نمایندگی طالبان سر باز خواهد زد. این به معنای آن است که اعضای این دفتر باید اسپانسرهای جدیدی برای خود دست و پا کنند و در غیرآن، باید دوباره به افغانستان و پاکستان بازگردند و یا هم به شغل‌های آزاد رو بیاورند. در صورت انحلال و بسته شدن دفتر نمایندگی طالبان در قطر، برای مدت نامعلومی مذاکرات صلح افغانستان که تاکنون نیز نتیجه‌ای در پی نداشته، مختومه خواهد شد.

محمد مرادی

اشتراک گذاری:
لینک کوتاه: atlaspress.af/?p=24165

نظرات(۱ دیدگاه)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *