قربانی قهرمان نیست

  • انتشار: ۱۵ سنبله ۱۳۹۷
  • سرویس: امنیت و حوادث
  • شناسه مطلب: 46939

قربانی، قهرمان نیست؛ نه شهدای دانایی قهرمان‌اند و نه پهلوانانی که امروز در آخرین غروب عمر خود، غریبانه غروب کردند.

ما قربانیان مداوم و مکرر خواری و خفتی هستیم که خود برگزیده‌ایم. ما «دیگری» هستیم و آن‌ها پیوسته ما را می‌کشند. «دیگری» در هرکجا که باشد، محکوم به نابودی است؛ چه در مسجد باشد و به نماز ایستاده باشد، چه در آموزشگاه باشد و دانش بیاموزد و چه در باشگاه باشد و ورزش کند. تمام این کارهای سه‌گانه، انسانی و آسمانی و مدنی است؛ اما چون از «دیگری» سر می‌زند، غیر انسانی و غیر اسلامی و غیر مدنی است.

کار ما شده است جمع‌آوری جنازه و حمل و نقل زخمی و نالیدن و موییدن و زار زدن در فیسبوک و خانه و خیابان و بیابان. حکومت هم با ما همدلی و همدردی می‌کند؛ اما نه با تأمین امنیت، بلکه با صدور بیانیه محکومیت!

گوساله‌های بت‌شده سامریی که ما رهبر خواندیم شان و برای بقا و استمرار شوکت و شکوه فرعونی شان سینه‌های یکدیگر را به نام سید و هزاره و هزار گند دیگری دریدیم، «نه سلاح دارند و نه صلاحیت» و نه غیرت و غرور پشت پا زدن به منافع و مطامع سراسر ذلت و زبونی و زن‌وار‌گی و زن‌بار‌گی شان.

هیچ‌کس با ما نیست، آنچنان که ما هم با خود مان نیستیم. با لعن و طعن و نفرین و نفرت هم آب از آب تکان نمی‌خورد و چیزی تغیبر نمی‌کند. آنچه تغییر کرده است جغرافیای مرگ است؛ مرگی که گزینش‌شده و سازمان‌یافته و هدفمند، از بهترین و کارآمدترین نیروهای انسانی ما هر روز قربانیان پَروار و بی‌شمار می‌گیرد و آغوش پدران و مادران و خواهران و برادران و فرزندان مان را از عزیزترین‌های شان خالی و حفره‌های بیشتری از گورستان‌ها را پر می‌کند.

دیر نخواهد بود که قربانی بعدی این ظلم و زنجیر، من و تو باشیم و این سریال سراسر ستم و سیاهی کاملا سیاسی را در ناگسستنی‌ترین شکل ذلت‌بار بیهوده‌ترین مرگ به‌ناحق، به فرزندان و هم‌کیشان خود بسپاریم.

چند روز دیگر محرم فرا می‌رسد و شگفتا که ما در ۱۳ قرن سوگواری و ستم‌ستیزی مویه‌گرانه، نه از عاشورا چیزی آموختیم و نه آموزه‌ای زندگی‌بخش از آن را به کار بستیم. نسبت ما با عاشورا، نسبتی معکوس و وارونه و به همین جهت پرهزینه است.

ما می‌میریم و پیوسته و بسیار و بی‌شمار می‌میریم؛ این تاوان طبیعی ناتوانی ما در تعیین نسبت مان با عاشورا است. قومی که سنگ عاشورا را به سینه می‌زند؛ اما نمی‌تواند از آن درس زایش و زندگی و عُلُو و عزت بیاموزد، محکوم به سلاخی‌شدن در کشتارگاه‌های ذلت و زبونی است.

راحل موسوی

اشتراک گذاری:
لینک کوتاه:

نظرات(۰ دیدگاه)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *