تو را به جان هرکس که دوستش داری غلط ننویس

  • انتشار: ۱۹ حمل ۱۳۹۷
  • سرویس: دیدگاه
  • شناسه مطلب: 39345

من دیرمدتی‌ دور‌‌‌ از ولایت بودم و‌‌‌ طبعا‌ نمی توانستم در جلسات مشورتی حضور‌ پیدا کنم. راجع به توزیع تذکره‌ فقط دو‌ سه نکته‌ را در خور‌ یادآوری می دانم:

یک)‌ ناگفته‌ روشن‌ است که تذکره‌ یا شناسنامه مهم‌ترین سندی است که هویت ملی و‌ تابعیت فرد را مشخص‌ و‌ متمایز می سازد و‌ تمامی‌‌ اسناد‌ دیگر‌‌ مانند پاسپورت‌، ترخیص، جواز رانندگی‌ و… بر مبنای مندرجات آن صادر می شوند. در خارج‌ از کشور‌ هم‌ این شناسنامه‌‌ و‌ تذکره‌ است که‌‌ ملیت و تابعیت شخص را تثبیت می کند.

کشورهایی که‌ صاحب دارند، سازمان‌ ثبت احوال شان را شایستگان‌ واهل‌ فن‌ اداره می کنند و چون‌ سند بسیار مهم‌ را‌ برای شهروندان صادر می کنند، خیلی در کارشان محتاط و حساسند، تا مبادا یک حرف  اشتباه نوشته شود یا نقطه ای جا بماند.

دو) باز هم‌ اظهر من الشمس است که در کشور ما تا سال ۲۰۰۱ اکثریت قریب به اتفاق زنان و درصد بالایی از مردان تذکره نداشتند. واضح بود که مردم این خراب آباد اصلا صاحب این خراب کده محسوب‌ نمی شدند.

حکومت انتقالی که آمد یک ورق  A4 را بصورت بسیار بی قواره و نادلپذیر که‌ گویا تذکره‌ باشد، صادر می کرد که‌ تا کنون‌ همان‌ گونه‌ است و تغییری در آن نیاورده. وقتی مقامات‌ کشور ما به خارج می روند باید خجلت زده شوند از رایه ی شناسنامه شان به کشور مقصد. ازین حیث صد آفرین باید فرستاد به حکومت های ظاهرشاه و داودخان که‌ اقلا تذکره را به شکل دفترچه ی مرتب و با قطع مرغوب‌ جیبی صادر می کردند، و به علاوه، کاتبان و کارکنان شان حداقل اینقدر سواد داشتند تا اسامی مردم را غلط ننویسند.

سه) در این سالها در تذکره های یک‌ ورقی، کم نبوده مواردی که نام‌های مردم‌ را غلط نوشته اند اخصا نام‌ های مرکب و دارای الف لام عربی را؛ این حقیر فراوان‌ دیده‌ است که‌ مثلا

قنبر، قمبر

درمحمد، دورمحد

رقیه، روقیه

جلال الدین، جلال دین

غلام، غولام

مراد، موراد

نوشته‌ شده اند و هلم جرا. این مشکل خاص ولایات نیست بلکه وزارت داخله‌ هم‌ ازین دست گل ها زیاد افشانده است.

غرض از این مقدمه طولانی تر از ذی المقدمه این است که می خواهم‌ عرض کنم‌ ای کسانی که به‌ زودی بخیر کار توزیع شناسنامه (بخوانید تذکره) را شروع می کنید!

شمارا به جان هرکسی که‌ دوستش دارید! شما را به جان مادر تان! شما را به جان پدرتان! شما را به جان عاشق تان! اصلا شما را به جان معشوق تان قسم! که قبل از آغاز کار، چند روزی آموزش ببینید و با طرز کار تان خوب‌ آشنا شوید تا بعدا بجای مثلا «قنبر» ننویسید «قمبر»!

چرا این‌را می گویم؟‌ بخاطر اینکه من مثلا قنبر، پسان باید نام پدر فرزندم را در شهادت نامه مکتب، در سند لیسانس، در ترخیص و… باید «قمبر» بنویسم! اگر قمبر بنویسم، به واضع لغت قنبر خیانت کرده ام، و‌ اگر قنبر بنویسم، به‌ هزار درد سر می افتم و آینده تمام فرزندانم‌ دود می شود می رود هوا.

اصلا خودت بگو وقتی این مشکل اتفاق می افتد، آیا من مقصرم؟ آیا‌ این منم که‌ سند صادر می کنم یا خودت؟ وقتی اسمم‌ را غلط نوشتی، آیا مرجعی هست تا به‌ او‌ مراجعه کنم و‌ نامم‌ را که تو خراب و‌ تراب اش کرده‌ ای اصلاح‌ کند!؟

پس به جان‌ هرکه‌ دوستش‌ داری نام مرا و اصلا همه آدم هارا سعی کن غلط ننویسی که من با هزار درد سر باید دست و پنجه‌ نرم‌ کنم.

این‌ را خودت بگو!‌ آیا من خون‌ سید کرده‌ ام تا‌ تاوان بی سوادی تو را پس بدهم؟

تورا به جان هرکس که دوستش داری!

 

هادی رحیمی زاده

وکیل پیشین شورای ولایتی در دایکندی

اشتراک گذاری:
لینک کوتاه: atlaspress.af/?p=39345

نظرات(۰ دیدگاه)

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *