تجربه سه روزه‌ی آتش‌بس؟

  • انتشار: ۳ سرطان ۱۳۹۷
  • سرویس: اجتماعی
  • شناسه مطلب: 44260

هفته گذشته براى اولین بار، کشور به مدت سه روز، زندگی بدون جنگ و خشونت را تجربه کرد. ابتدا از طرف حکومت از بیست و هفت رمضان تا پنجم عید، به طور یک جانبه با طالبان اعلام آتش بس شد. و تعدادی از زندانیان طالبان نیز با فرمان رئیس جمهور آزاد گردیدند. طالبان نیز سه روز عید را آتش بس اعلام کردند و به درخواست حکومت پاسخ مثبت دادند.

حکومت نیز این تجربه استثنایى سه روزه را مغتنم دانسته آتش بس را به مدت ده روز دیگر تمدید نمود که این بار این درخواست حکومت با مخالفت شدید طالبان مواجه شد.

اتفاقاتى که در ایام آتش بس اتفاق افتادند، برخى از آن ها در نوع خود بى نظیرند و از منظر جامعه شناسى و روان شناسى سیاسى، هر ناظری را به تأمل و تعمق وا می دارد:

۱-  با شروع آتش بس، جنگجویان طالبان، از جمله فرماندهان این گروه با بیرق هاى سفیدشان به متن کلان شهرها و قلب پایتخت یعنی شهر کابل هجوم آوردند!

۲-  طالبانى که به متن و بطن حاکمیت دولت (دشمن) هجوم آورده بودند، در کمال اطمینان، آرامش و خون‌سردى قرار داشتند! انگار نه انگار که مردم از آنان خاطره هاى خونین دارند و سال هاست که در زیر ضربات مهلک آنان خورد و خمیر شده اند؛ انگار که همه این حوادث و فجایع هولناک، یک تبانى (جنگ زرگرى) بوده و تنها خسارت دیدگان واقعی حوادث و قربانیان جنگ، شهروندانى بوده اند که سوداى سیاست و قدرت نداشتند و نیز جوانان غیرتمندى که بدون کوچکترین چشمداشتى، صادقانه به دفاع از وطن برخاستند و جان خود را فداى سرزمین شان کردند و خانواده آنان براى همیشه داغدار و خسارتمند گردیدند!

(البته از منظر فرامین دینى وعقلى، مبنى بر وجوب دفاع از وطن، اجر و قرب این شهیدان و خانواده هاى آنان در نزد پروردگارشان محفوظ است و سود دیدگان/ برندگان واقعى آنان هستند).

۳-  حضور طالبان در شهرها با استقبال برخى از شهروندان و نیروهاى دفاعى- امنیتى مواجه شد، به نحوی که برخى از افسران و پرسونل نیروهاى دفاعى- امنیتى، با طالبان به رقص و پایکوبى پرداختند! برخى شهروندان نیز با آنان عکس یادگارى گرفتند و برخى مسئولین نیز سر از پا نشناخته به استقبال طالبان شتافتند! عالى ترین مقام امنیتى کشور یعنی وزیر امور داخله که در رأس عالى ترین نهاد امنیتى کشور قرار دارد، با ذوق زدگی وصف ناپذیر به استقبال طالبان شتافت و با آنان عکس یادگارى گرفت!

۴-  اما از این طرف، هیچ سرباز و افسرى از قلمروى جمهورى اسلامى افغانستان، جرئت حضور در قلمروى امارت اسلامى طالبان را نتوانست پیداکند!

۵-  آیا گفتمان برادر سازی روئساى جمهور قبلى و فعلى و هیئت حاکمه کشور، از مفهوم خیانت و جنایت قبح زدایى کرده و مرزها را درهم شکسته است و خاین و خادم و قاتل و مقتول و ضارب و مضروب را در یک جا نشانده و در یک موقعیت برابر به لحاظ حقوقی و ارزش‌گذاری اخلاقى و اجتماعى قرار داده است؟ آیا ما با یک طراحی خطرناک چندلایه و سیاست پیچیده و چند وجهى روبرو هستیم و قدرت سیاسى به سوى قومى شدن پیش می رود؟ آیا فرهنگ ملى ما یک فرهنگ کاملا معیوب است که بین خوب و بد، ارزش و ناارزش و حق و باطل مرزى نمى گذارد و بین ظالم و مظلوم، تفکیک قایل نیست!؟

آیا مردم افغانستان به شدت از جنگ و خونریزی خسته شده اند که مظلوم در استقبال از ظالم سر از پا نمى شناسد و قاتلان و جانیان و ویرانگران را به گرمى در آغوش می کشد؟ آیا استقبال پرشور اعضاى طالبان از آتش بس به این معنى است که طالبان نیز ازجنگ خسته شده اند و گذر زمان آنان را دچار استحاله فکرى و هویتى کرده است؟

اینها سوالاتى هستند که با رجوع به مؤلفه هاى جامعه شناسى و روان شناسى جامعه افغانى و نیز شاید در فرایند گذر زمان و افشاى برخى مسایل پشت پرده، پاسخ آن ها را دریافت کنیم و آنچه که اکنون براى ما مهم است این است که زمامداران کابل باید بدانند که مردم افغانستان قطعا خواهان صلح هستند؛ آن هم صلح واقعى، فراگیر و پایدار؛ صلحى که فقط در پرتو یک سیاست شفاف ملى و مبتنى بر عدالت و حقوق شهروندى امکان پذیر است.

علی احمدی

اشتراک گذاری:
لینک کوتاه:

نظرات(۰ دیدگاه)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *