برچیدن پاسگاه های پولیس/ خوب یا بد؟؟

  • انتشار: ۱۲ جدی ۱۳۹۷
  • سرویس: امنیت و حوادث
  • شناسه مطلب: 51910

تصمیم وزارت داخله برای برچیدن پاسگاه‌های پولیس از سطح شهر کابل و افزایش گزمه‌های سیار به منظور مبارزه با جنایتکاران و عوامل برهم‌زننده نظم شهری، در ذات خود ستایش‌برانگیز و دارای امتیازات زیادی است؛ اما به نظر می‌رسد عملیاتی‌سازی این طرح، از جهاتی ناپخته و نابه‌هنگام است.

مهم‌ترین حسن این طرح آن است که پایتخت را تا حدودی از حالت یک پادگان نظامی، به یک شهر بدون نیروی مسلح مستقر تبدیل می‌کند. کابل، هم‌اکنون بیش از آن که به یک شهر قرن بیست‌ویکمی شبیه باشد، به میدان جنگی مانند است که هم نیروهای مسلح پولیس و هم نیروهای مسلح وابسته به رجال سیاسی، سیمای آن را از مدنی بودن به جنگی بودن تغییر داده‌اند. در این میان، سهم پولیس اگرچه چشمگیر است؛ اما همه مشکل نیست؛ چون در کنار پولیس، محافظان و تعقیبی‌های رجال سیاسی نیز آرامش روانی شهروندان کابل را سلب می‌کنند. بنابراین برچیدن پاسگاه‌های پولیس به تنهایی، کمک زیادی به بازگشت ویژگی مدنیت به پایتخت نمی‌کند.

افزون بر این، اجرای این طرح، مستلزم برخورداری نیروی پولیس از آموزش‌های لازم نظامی است. اگر فرض را بر آن بگذاریم که پولیس ما در زمینه امکانات با مشکل جدی مواجه نیست ـ که هست ـ از فقر آموزشی و تربیتی این نیروها نمی‌توانیم چشم‌پوشی کنیم. با دریغ فراوان باید در نظر آوریم که پولیس ما ظرفیت روانی و اخلاقی مواجهه سالم و انسانی با مردم را ندارد و در موارد زیادی به سختی می‌توان میان پولیس و عناصر مخل نظم و امنیت همگانی، تفاوت قائل شد. علت عمده این مشکل جذب نیروهای پولیس از میان جوانانی است که در بستر سالم رفتاری و اخلاقی بزرگ نشده‌اند و پس از ورود به ساختار پولیس نیز تحت آموزش و تربیت اخلاقی کافی قرار نگرفته‌اند. چنین چیزی این سوء ظن را به میان می‌آورد که پولیس، بیش از گذشته، متهم به همدستی با عناصر تبهکار و مخل نظم و امنیت شود.

اما مهم‌تر از موارد فوق، تجربه کشورهای دیگر در زمینه برچیدن پاسگاه‌های پولیس از سطح شهرها است. این اقدام در کشورهایی غیر از افغانستان، زمانی روی دست گرفته می‌شود که نهاد وزارت داخله از برقراری امنیت عمومی در سطحی وسیع و فراگیر مطمئن شده باشد. به بیان دیگر، برچیدن پاسگاه‌های پولیس از سطح شهرها، فرع بر تأمین امنیت آن‌ها و برخورداری پولیس از ظرفیت بالای مدیریت نظم و اجرای قانون، و نیز اطاعت بالا و بی‌چون‌چرای شهروندان از الزامات قانون است. اما در افغانستان، ما هم با مشکل ناآشنایی پولیس با وظایف و مسؤولیت‌های خود مواجهیم و هم با قانون‌گریزی و حتی قانون‌ستیزی شهروندان در سطحی بسیار وسیع که نیازمند صرف زمانی زیاد برای آموزش و الزام آنان به پیروی از قانون است.

نویسنده: راحل موسوی

اشتراک گذاری:
لینک کوتاه:

نظرات(۰ دیدگاه)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *