استراتژی انکار و کشتار شیعیان!

  • انتشار: ۲۵ اسد ۱۳۹۷
  • سرویس: اجتماعی
  • شناسه مطلب: 46287

سال های ٨٧ تا ٩٢ که اوج ورود دانشجویان هزاره به دانشگاه های دولتی بود، همه داد و فریاد می کردند تا اگر بشود، راهکاری اداری بسنجند و در برابر رشد علمی جامعه مظلومان، سد معبر کنند.

حتی برنامه تبعیض مثبت به تصویب رسید و از مناطق جنگ زده جنوب و شرق، در چارچوب همین برنامه صدها جوان کم سواد به پوهنتون ها راه یافتند.

در بازسازی نیز همین اتفاق افتاد. موسی قلعه جنگ زده که یک ولسوالی است و امکان تطبیق پروژه های انکشافی هم نداشت در یک سال سه برابر بامیان بودجه انکشافی می گرفت.

سهم شیعیان از استخدام در ادارات دولتی کمتر از ٧ درصد است. سهم در پست عالی افسری و جنرالی وزارت های دفاع و داخله و نیز ریاست امنیت، ۴ درصد است. در بورسیه ها، تقسیمات اداری، بودجه انکشافی و خلاصه هرجا که سخن از حق و امتیاز است ما با حذف و انکار روبرو می شویم.

چه فرقی می کند؟ دولت و حامیان غربی آن شیعیان را حذف اداری و نهادی می کنند و داعش، حذف فیزیکی.

انکار و کشتار، دو تاکتیک یک استراتژی است. اگر این گونه نیست، حکومت عکس آن را ثابت کند. مانند چندسال پیش جنوب و شرق، حالا مناطق شیعه نشین، میدان جنگ است.

موثرترین راه این است که حکومت، هدفگذاری دشمن را ناکام کند و حملات بیشتر دشمن به جامعه تشیع، سبب دادن امتیاز بیشتر علمی، دولتی و اقتصادی برای این گروه همیشه سرکوب شده و محروم گردد. همان فورمولی که کرزی برای جنوب داشت. ناامنی بیشتر؛ امتیاز بیشتر!

آیا حکومت حاضر هست همان فورمول بودجه و تحصیلات را در مورد جنگ زده های هزاره اعلام کند؟

آیا حاضر است اعلام کند برای حفظ جان جوانان هزاره و تشیع از حملات احتمالی در کورس ها، برنامه تبعیض مثبت را در کانکور سال آینده دولتی پیاده می کند؟

آیا حاضر است مکاتب بیشتر و بهتری در ساحات هزاره جات که امنیت نیز دارد، بسازد؟

آیا حاضر است بودجه انکشافی بیشتری برای معیاری ساختن دانشگاه بامیان و راه اندازی دانشگاه دایکندی بدهد؟

آیا حاضر است پروژه های معطل ده ساله سرک سازی در هزاره جات را به اتمام برساند؟

آیا حاضر است به نسبت تحمیل شده برای استخدام جامعه تشیع در دولت، که بسیار کمتر از میزان واقعی جمعیت آنان است تغییری وارد کند؟

آیا حاضر است برای ناکام کردن توطئه دشمن، سهم ۴ درصدی از کرسی های جنرالی وزارت دفاع و داخله به هزاره ها را به همان ٢٠ درصد توافق شده در بن برساند؟

خارجی ها و غربی ها هم نه تنها ارزشی برای مردم آرام، صلح جو و دموکرات در افغانستان قایل نیستند بلکه برنامه سرکوب آنان را در سر دارند.

جنبش روشنایی، تجربه شکست خورده اعتماد به حمایت مدنی، امریکایی و غربی برای جامعه هزاره بود.

همین مدنی کاران و استادان غرب زده دانشگاه ها و نمایندگان جو زده مجلس، با شعار دموکراسی، با مذاکرات پیهم درون سفارتی و با پشت گرمی سفارت های غربی به مسلخ دهمزنگ رفتند و سرانجام دیدند خنجر غربی ها در آستین حکومت است.

ماشین اعتراض؛ تنها ابزار پاسخ طلبی جامعه آرامش طلب هزاره را مانند رهبران سنتی و قومی این جامعه اخته کردند و حالا درمانده تر از آنان دست زیر الاشه نشسته اند.

جامعه تشیع، پاک باخته است، همه علیه ماست و شیعیان هدف مشترک سرکوب برای حکومت، امریکا، طالب و داعش می باشند.

شجاع محسنی

اشتراک گذاری:
لینک کوتاه:

نظرات(۰ دیدگاه)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *